تبليغاتX
◄◄◄راه موفقیت►►►
◄◄◄راه موفقیت►►►
موفقيت = آگاهي + متقاعد سازي + قدرت
مدیریت اثر بخش ...  
دکتر دمينگ، کسی که کیفیت را به ژاپنی ها آموخت ومبدع سیستمهای مدیریتی که هم اکنون در اکثر سازمانهای موفق مستقر گردیده است.
دكتر دمينگ معتقد بود چنان كه خود را عوض كنيم هر كاري را بهتر مي توانيم انجام دهيم. هدف دمينگ ايجاد يك طرز فكر ساده در مردم و شكستن الگوهاي سنتي آن ها بود. شركت هايي كه فلسفه دمينگ را به كار گرفتند به خوبي واقفند كه اين كار پشتكار و زمان زياد زیادی مي برد.

توصیه های چهارده گانه دمینگ:

1- برای بهبود خدمت و کالا، هدفی پایدار ایجاد کنید، با این قصد که رقابت کنید و در صحنه تجارت باقی بمانید و اشتغال زایی کنید.

2- فلسفه جدید مدیریت را پذیرا شوید. ما در عصر اقتصادی جدید هستیم. مدیریت غربی باید برای مبارزه بیدار شود، باید مسئولیت ها را بیاموزد و تغییر را رهبری کند.

3- وابستگی به بازرسی برای رسیدن به کیفیت را کنار بگذارید. با ایجاد کیفیت کالا در همان محل، نیاز به بازرسی انبوه را حذف کنید.

4- بر اساس عامل قیمت تجارت نمایید، در عوض هزینه کل را کمینه کنید.

5- نظام تولید و خدمات را همیشه بطور ثابت بهبود بخشید تا کیفیت بهره وری بهبود و در نتیجه هزینه ها کاهش یابد.

6- آموزش در حین کار را ایجاد نمایید.

7- رهبری ایجاد کنید. هدف رهبری باید کمک به کارکنان، ماشین آلات و ابزار آلات برای انجام دادن بهتر شغل باشد.

8- ترس را بیرون برانید تا اینکه هرکس بتواند در شرکت کار پربازده داشته باشد.

9- سدهای بین بخش ها را بشکنید، کارکنان بخشهای تحقیق، طراحی، فروش و تولید باید بصورت کم تیم کار کنند تا مشکلات تولید را حل کنند.

10- شعارها، نصیحتها و هدفهای توخالی که کار بی نقص و سطوح جدیدی از بهره وری را می طلبد، کنار بگذارید. این نصیحت فقط روابط تبلیغاتی ایجاد می کند، علت های اصلی کیفیت پایین به نظام (سیستم) برمی گردد و خارج از قدرت کارکنان است.

11- الف) استانداردهای کاری (کمی) را در کارخانه حذف نمایید، رهبری را جایگزین آن کنید. (ب) مدیریت هدف گرا را حذف کنید، مدیریت عددگرا و اهداف عددی را حذف نمایید. رهبری را جایگزین آن نمایید.

12- الف) سدهایی که مانع می شود تا کارگر به کارگری خود افتخار کند، از بین ببرید.(ب) سدهایی را که مانع می شود مهندسان و مدیران به کار خود افتخار کند، نابود کنید.

13- برنامه آموزشی و خود بهبود دهی کارآمد ایجاد نمایید.

14- همه را در شرکت برای ایجاد تغییر بسیج کنید. تغییر و تحول شغل همه است.

در زیر پاره ای از نقطه نظرات دمینگ ارائه گردیده است:

1- سودهاي واقعي از طريق مشتريان وفادار حاصل مي شود نه از طريق مشترياني كه فقط راضي هستند. اين سود 6 تا 8 برابر از مشتريان ديگر بيشتر است.

شركتي كه به دنبال جذب مشتريان دائمي است درآمدهاي بسيار بالاتر از شركتي دارد كه فقط به رد كردن محصولات خود مي انديشد.

2- مشتريان با ارقام حسابداري شركت گول نمي خورند.

3- تحقيقات نشان مي دهد كه يك مشتري راضي حدوداً براي 8 نفر محصول را تبليغ مي كند و يك مشتري ناراضي حدوداً به بيش از 20 نفر توضيح خواهد داد كه چه عذابي كشيده است.

4- كيفيت در اتاق هيئت مديره ايجاد مي شود.

5- کیفیت، غرور استاد کاری است.

6- گزارش هاي مالي واقعيت نيستند. آنها شرح اوضاع مالي گذشته اند. يعني يك تصوير تك بعدي از يك دنياي چند بعدي

7- مشكلات رقابتي ما به دليل كاركنان حاضر در سيستم نيست بلكه به دليل ضعف مديريت است.

8- پيوسته و هميشه بايد سيستم توليد و ارائه خدمات را بهبود بخشيد.

9- ترس را از بين ببريد.

10- شعارها، اصرارها و تعيين اهداف را براي نيروي كار حذف كنيد.

11- سهميه بندي رقمي براي نيروي كار را كنار بگذاريد و به جاي آن رهبري را جايگزين كنيد.

12- از تعيين اهداف رقمي براي مديران دست برداريد. رهبري را جايگزين كنيد.

13- نظريات اقتصادي مي گويد : «دانش عنصر كليدي كيفيت است + دو عنصر : سرمايه و نيروي كار اما دمينگ مي گويد. «آگاهي عميق + دانش فني+ سرمايه + نيروي كار مي تواند رمز كيفيت و بهبود پيوسته باشد.»

14- اين مديران ارشد هستند كه به آگاهي عميق احتياج دارند.

15- كيفيت فقط در صورتي به دست مي آيد كه افراد حاضر در سيستم احساس امنيت كنند و از كاري كه انجام مي دهند لذت ببرند.

16- -94 درصد مشكلات، ناشي از سيستم هستند و فقط 6 درصد آنها ماهيتي ويژه دارند.

17- هر گاه مديريت حربه ترس را به كار گيرد، ارقام اشتباه و اطلاعات گمراه كننده دريافت خواهد كرد.

18- عمل بدون آگاهي، به خصوص آگاهی عميق، مي تواند يك سيستم كاملاً خوب را تخريب كند.

19 - WIN-LOSE -SYSTEM خوب نيست. WIN-SYSTEM-WIN خوب است.

20- در مورد موقعيت هايي كه براي تكميل كار نياز به همياري است، ايجاد رقابت، ضدبهره وري است. به عبارت ديگر، ايجاد رقابت بين كارگران وقتي علت عمده نوسان عملكردها، خود سيستم باشد به تنش خواهد انجاميد و از بهبود و حتي رقابت هم خبري نخواهد شد.

كليدهاي طلايي موفقيت ...  

 

كليدهاي طلايي موفقيت   

 

انسان قدرت نامحدود و اعجاب‌انگيزي دارد. از يك طرف قادر است براي خود پول، ثروت، سلامتي، خوشبختي و موفقيت را فراهم كند. و از طرف ديگر به همان قدرت خود را از داشتن آنها محروم سازد. بله واقعاً عجيب است مغز انسان قادر است به همان ميزان كه خوشبختي را فراهم سازد بدبختي و فلاكت را فراهم كند. جاي هيچ تعجبي نيست وقتي كه با مكانيزم فوق‌العاده ذهن و مغز خود آشنا مي‌شويم.

اولين نيرو و مهمترين كه باعث پيشرفت و به اوج رسيدن ما مي‌شود ذهنيت مثبت نام دارد و دومين نيرو كه موجب در جا زدن و عقب افتادن ما مي‌شود ذهنيت منفي نام دارد. ذهنيت منفي قادر است ما را به راحتي در زماني كه در اوج هستيم به پايين بكشد و اسباب رنج را فراهم سازد.

پدر فولر مردي سياهپوست و كشاورز بود كه با همسر و هفت فرزند خود در لويزيانا در يك مزرعه اجاره‌اي كار مي‌كرد.

به علت فقر شديد فولر از پنج سالگي مشغول كار بروي زمين شد همانطور كه ديگر فرزندان خانواده مجبور به اين كار شدند اين خانواده 9 نفره فقر و بدبختي را به عنوان سرنوشتشان در زندگي پذيرفته، با آن كنار آمده بودن. مادر فولر زني فوق‌العاده بود و نمي توانست به هيچ وجه فقر و تنگدستي بچه‌هايش را قبول كند اين زن در تمام طول عمر خود با فقر و بيچارگي زندگي كرده بود ولي آن را قبول نداشت بنابراين تصميم گرفت فرزند خود فولر را در اين باره آگاه كند.

مادر گفت: ما نبايستي فقير باشيم و هرگز نبينم كه بگويي خداوند خواسته ما فقير باشيم. ما فقير هستيم اما مسبب آن خداوند نيست. ما فقير هستيم چون پدرت نخواست كه ما پولدار شويم. من و پدرت در زندگي نخواستيم جز آنچه كه هستيم باشيم. كسي از ما دو نفر ميلي به ثروتمند شدن نداشت.

سخنان مادر اثر خود را روي فولر گذاشت و در او علاقه و اشتياق زيادي براي ثروتمند شدن ايجاد كرد. فولر مدام به دنبال راهي مي‌گشت كه به قله‌هاي اوج، افتخار و ثروت برسد و راه آنرا يافت. تصميم گرفت كالايي را به فروش برساند. كالايي كه او براي فروش انتخاب كرد صابون نام داشت. او به مدت دوازده سال با همه توان و علاقه به اين كار ادامه داد. كارش اين بود كه به منزل تك تك افراد برود و با جلب نظرشان صابون را به آنان بفروشد. در يكي از اين روزها باخبر شد كه قرار است كارخانه صابون‌فروشي شهر را با قيمت 150000دلار در يك حراجي به فروش برسانند. كل پس انداز فولر در اين مدت دوازده سال 25000 دلار مي‌رسيد. به سراغ صاحب كارخانه رفت و او را متقاعد كرد كه ابتدا 25000 را بپردازد و مابقي آنرا در 10 روز آينده پرداخت كند و اگر موفق نشد 125000 دلار ديگر را تهيه كند 25000 دلار بيعانش را به عنوان زيان به نفع صاحب كارخانه ضبط شود.

فولر در طول مدت كارش اعتماد و اطمينان زيادي كسب كرده بود . تجار، مغازه‌داران و شركت هاي مختلف نسبت به وي نظر مساعد داشتند. به آنان سر زد و مبالغي به عنوان قرض گرفت.

مي‌دانيد در سالهاي آتي فولر به چه چيزهايي دست يافت؟ در سالهاي بعد او صاحب 7 كارخانه و شركت ديگر شد. فولر بعداً گفت: من هدف خود را به خوبي مي‌دانستم و دائماً به دنبال راه تصاحب آن بودم و كاملاً موفق شدم.

فولر زماني كه كارش را شروع كرد از اغلب ما پايين‌تر بود و امتيازات پاييني داشت اما او هدفي بزرگ براي خودش انتخاب كرد و براي رسيدن به آن بدون ساعتي وقفه شبانه‌روز تلاش كرد و سرانجام به آنچه كه مي‌خواست رسيد.

موفقيت از آن كساني است كه ابتدا مي‌دانند چه مي‌خواهند  يعني داراي هدف هستند و سپس با ذهنيت مثبت شبانه‌روز تلاش مي‌كنند تا آنرا بدست آوردند.

ما با سعي و كوشش چيزي را از دست نمي‌دهيم بلكه چيزي را به دست مي‌آوريم. بدانيم كه موفقيت اتفاقي نيست و پشت هر موفقيتي روزهاي و سالها تفكر، برنامه ريزي و تلاش نهفته  است.                                                    

راهكار مفيد در زندگي زناشويي ...  

شايد گاهي به اين فكر افتاده باشيد كه چطور مي‌توان عشق و محبت و خرسندي را در زندگي زناشويي پايدار و زنده نگه داشت؟

به گزارش ايسنا، دكتر پام اسپور،‌ روانشناس سرشناس رسانه‌اي در كتاب جديد خود 10 راهكار مفيد براي اين هدف ارائه كرده كه خلاصه آن در نشريه «ديلي اكسپرس» به چاپ رسيده است. اين 10 راهكار به قرار است:

1- هميشه خودجوش و باانگيزه بمانيد: كارهايي انجام دهيد كه بدون برنامه‌ريزي قبلي به نظر برسند مثلا به اداره همسرتان برويد و او را براي صرف ناهار با همديگر دعوت كنيد، بدون انتظار براي او هديه كوچكي بخريد و يا بليط كنسرت يا تئاتر به او بدهيد.

2- عشق خود را نشان دهيد: هنگام صرف شام مي‌توانيد يك موسيقي ملايم بگذاريد. شمع روشن كنيد و به همسرتان بگوييد كه چقدر در طول روز به او فكر مي‌كنيد.

3- به چشم‌هاي او نگاه كنيد: وقتي با همسرتان صحبت مي‌كنيد به صورت او نگاه كنيد. برخورد نگاه‌ها باعث مي‌شود كه بيشتر ارتباط بين يكديگر را احساس كنيد.

4- حتي براي اعلام ناموافق بودن از موافقت شروع كنيد: از مجادله و بحث با همسرتان پرهيز كنيد. وقتي مي‌خواهيد عدم موافقت خود را اعلام كنيد ابتدا با مناسب‌ترين و آرام‌ترين راه ممكن با جمله «حق با توست» شروع كنيد.

5- تغيير را هميشه مدنظر داشته باشيد: با ظاهر جديد و متفاوت همسر خود را غافلگير كنيد. با يك راه ساده و سريع مثل رنگ كردن مو يا تغيير آرايش موها مي‌توانيد اين كار را انجام دهيد.

6- يك كار غيرمنتظره انجام دهيد: مثلا پس از دوش گرفتن براي او يك حوله گرم و مرتب آماده كنيد.

7- هميشه براي عشقتان جشن بگيريد: مي‌تواند يك كار نمادين انجام دهيد مثلا گياه خاصي را كه مي‌دانيد مورد علاقه همسرتان است خريداري كنيد و يا در باغچه بكاريد و به او بگوييد كه اين كار نمايان كننده عشق شماست.

8- مراقبت و محبت كنيد: با يك كار كوچك كه مستقيما به همسرتان نفع مي‌رساند مي‌توانيد به او ابراز محبت كنيد مثلا لباس‌هاي او را به خشك شويي ببريد. اين كار شايد زمان زيادي نبرد اما به او نشان مي‌دهيد كه چقدر به فكرش هستيد.

9- با رقيبتان صميمي باشيد: اگر كسي در زندگي همسرتان وجود دارد كه وي را رقيب خود مي‌دانيد مانند بهترين دوست يا مادر همسرتان، از بحث كردن درباره آنها پرهيز كنيد و در عوض با دعوت كردن آنها براي يك شام دوستانه همسر خود را غافلگير كنيد.

10- گذشته را دوباره زنده كنيد: ‌با نگاه كردن به فيلم‌هاي تعطيلات، تصاوير خانوادگي و عكسهاي جشن ازدواج مي‌توانيد به استحكام رابطه زناشويي خود با همسرتان كمك كنيد.

مقابله با تنبلی ...  
چند تا ایده و فکر بکر داشته‌اید که به خاطر بی‌حوصلگی‌تان به دست فراموشی سپرده شده‌اند و  فرصت نکرده‌اند به عمل تبدیل شوند؟

در دنیای اسرارآمیزي که هر روز همه چیز در حال حرکت و تغییر و تحول است، به نظر می‌رسد ما آدم‌ها شاگرد اول‌های کلاس تنبلی باشیم. هر چقدر هم که بگویید کارتان سخت است و بهتر از نسل‌های قبل کار می‌کنید اما واقعیت این است  كه تنبلی و میل به سکون در این دوره بیشتر از دوره‌های قبل گریبان آدم‌ها را گرفته است.

در زمان‌های قدیم و قبل از اینکه تکنولوژی به اندازه الان پیشرفت کند، برای بیشتر انسان‌ها منابع محدود و غیرقابل پیش‌بینی بوده است. آنها سعی می‌کردند تا جایی که ممکن است انرژی را ذخیره کنند. محرک‌های بیرونی قوی و اجبارکننده بودند. گرسنگی و تشنگی تهدیدهای اصلی بودند. برای آنها خیلی حیاتی بوده است که انرژی را ذخیره کنند. آنها گاهی با کم تلاش کردن این کار را انجام می‌دادند.

این روزها خیلی چیزها عوض شده است. ما با انرژی بیشتر و انگیزه‌های مستقیم، کمتر سر و کار داریم. بین آرزوها و عمل نیاکان ما فاصله کمی بود؛ تشنه می‌شدند، به دنبال آب می‌رفتند، با گرسنگی دنبال غذا می‌رفتند، برای رفتارهایشان لازم  نبود ازماه‌ها قبل برنامه‌ریزی کنند؛ رفتارهایی که باعث بقای آنها می‌شد، نتایج کوتاه‌مدت داشت و در دنیای بدون دارو، بانک و حتی یخچال  آن موقع لازم نبوده خیلی به آینده فکر کرد.

تنبلی از کجا شروع می‌شود؟
روان شناسان معتقدند تنبلی وقتی به وجود می‌آید که امکان برنامه‌ریزی برای آینده وجود داشته باشد. آن چیزی که باعث می‌شود بدون اینکه نیازهای آنی‌مان ارضا شود و به انجام کار ادامه دهیم، آینده‌نگری است. بعضی آدم‌ها آینده‌نگرترند. آنها بدون اینکه گرسنه یا تشنه باشند، با انگیزه زیادی کار می‌کنند. این آدم‌ها به بقیه می‌گویند تنبل.

این روزها ما برای رسیدن به اهداف بلند مدت‌مان گاهی مجبور می‌شویم از لذت‌های ساده روزانه‌مان بگذریم؛ آن وقت است که احساس می‌کنیم مورد ظلم واقع شده‌ایم چون ذهن ما به انگیزه‌های آنی پاسخ می‌دهد. خوابیدن، کار نکردن، نشستن و تماشای برنامه‌های تلويزیون برای ما خوشایند‌تر از کارهايي هستند که قرار است چند ماه یا چند سال بعد نتیجه‌شان را ببینیم. 

 تنبلی آسیب نیست؛ در واقع یک حس عدم تمایل به مصرف انرژی وجود دارد. اما در دوره‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم و لازم است کارایی‌مان بالا باشد، تنبلی باعث آسیب و ناراحتی می‌شود.

چرا از انجام کار طفره می‌رویم؟
طفره رفتن و از زیر کار در رفتن وقتی پیش می‌آید که تصور کنیم کارها خیلی سخت و دشوار است؛ آن وقت است که با خودمان می‌گوییم بهتر است این کار را فردا انجام دهیم. بعضی روان‌شناسان می‌گویند این مشکل بعد از انقلاب صنعتی - که نیاز به برنامه‌ریزی بیشتر شد - به وجود آمده است.

کارشناسان علوم رفتاری می‌گویند ما کارهایی را که زودتر جواب می‌دهند ترجیح می‌دهیم. درس خواندن برای امتحانی که ماه‌ها بعد قرار است برگزار شود، به اندازه بازی شطرنج برای ما لذت‌بخش نیست. ما نمی‌توانیم درباره آینده بازخورد آنی داشته باشیم چون ممکن است اطمینان‌مان را نسبت به توانایی انجام کار از دست بدهیم، احساس ‌کنیم تلاش برای رسیدن به اهداف بلندمدت کاری سخت و غیرقابل تحمل است و بعد هم فکر ‌کنیم بد نیست زندگی عادی‌مان را ادامه دهیم.

در واقع همین تمایل ما به سکون باعث می‌شود تصور کنیم این کار، کارسخت و دشواری است و نمی‌توانیم از عهده آن بر بياييم. اما این روزها انجام کار به این معنی است که بر لذت‌ها و پاداش‌های آنی غلبه کنید و بدانید هدفی که شما لحظات‌تان را برای رسیدن به آن صرف می‌کنید، ارزش‌اش را دارد. در دنیای امروز اگر بخواهید طبق الگوی ذهنی منتظر پاداش آنی باشید و تنبلی کنید ضرر زیادی خواهید کرد. نگران نباشید؛ همیشه می‌شود کار را شروع کرد.

چطور تنبلی را از خودمان دور کنیم؟
الگوی ذهنی ما طوری شکل گرفته که مغزمان پاداش‌های آنی و نتایج کوتاه‌مدت را ترجیح می‌دهد. اما ما وقتی از عهده کارهای ناخوشایند بربیاییم، بیشتر از خودمان رضایت داریم. برای مقابله با تنبلی توصیه‌های زیر می‌تواند مفید باشد.

* از کم شروع کنید: از خودتان بپرسید انجام این کار به مدت 15دقیقه واقعا خیلی سخت و دشوار است؟ با کمی دقت متوجه می‌شوید که این‌طور نیست. با این روش مشاهده خواهید کرد بعد از مدتی از انجام همان کارها لذت خواهید برد.

* در برابر افکار منفی و پیش‌فرض‌هایتان مقاومت کنید: حتی تصور نتوانستن را  از خودتان دور کنید. ما بیشتر مواقع با آزمون و خطا یاد می‌گیریم. اگر دید وسیع‌تری داشته باشید می‌توانید از عهده کارهای بزرگ بربیایید.

* برنامه‌ریزی داشته باشید: هر روز اهداف‌تان را بنویسید.

با این کار احتمال اینکه از هدفتان دور نشوید و طی روز کارهایی انجام دهید که شما را به هدف نزدیك‌تر کند، بیشتر است.

* از دیگران کمک بگیرید: برای انجام کامل یک کار از دیگران کمک بگیرید. موضوع را با آنها در میان بگذارید. انگیزه‌های خارجی حس انجام وظیفه شما را بر می‌انگیزد و شما را به انجام کار تشویق می‌کند.

* قبول کنید که برای پیشرفت باید صبر و تحمل داشت: این تصور را که برای انجام هر کار باید سریع پاداش بگیرید، از خودتان دور کنید. این طرز فکر باعث می‌شود نتوانید به اهداف بلند مدت‌تان برسید.

* به خودتان پاداش بدهید: استراحت با تنبلی فرق دارد. بعد از اینکه یک کار را به طور کامل به اتمام رساندید، به عنوان پاداش به خودتان استراحت بدهید. شما بعد از یک دوره تلاش به استراحت نیاز دارید.

هدف گذاری ...  

بهترین شیوه های هدف گذاری

با خودتان در آینده ملاقات کنید

هدف گذاری کاربردی

این تمرین در عین سادگی ابزاری بسیار توانمند برای تغییر زندگیتان است.با اجرای این تمرین زمان بیشتری به خانوادتان اختصاص دادن، از زیر بار قرض های سنگین نجات پیدا کردن با یک مراقبت سلامتی ، تحصیلات عالی ، مشکلات زناشویی. همین که بدانید چه چیزی واقعا می خواهید بلافاصله راه های رسیدن به آن پیش رویتان قرار می گیرد . مغز انسان بی نهایت توانمند است . به آن اعتماد کنید.

انجام تمرین : ....................... ادامه مطلب


... ادامه مطلب
بی حوصله ...  
درود

روز تعطیل هم تو خونه نشستن شده یه معضل . واقعا حوصلم سر رفته بود واسه همین دنبال

یه راه حل می گشتم که یادم از وبلاگ اومد و راه موفقیت . چند وقتی بود که درست و حسابی به روز

نشده بود ( البته به علت مشغله کاری ) . دیدم بی حوصله ام گفتم یه مطلب در این مورد بنویسم  ولی

چون تمرکز نداشتم این مطلب رو از سایت www.khafr.com پیدا کردم . خوندمش کوتاه ، مفید و جالب

بود . گفتم حیفه که کسانی که تا به حال نخوندنش ازش استفاده نکنند.( البته حال من که جا اومد) .

موفق باشید .                                                                 مهدی


... ادامه مطلب
تله پاتی ...  
 

  حتما تا به حال برای شما اتفاق افتاده که از طریق ذهن خود با کسی ارتباط برقرار کنید. این ارتباط، تله پاتی نام دارد. تاکنون تعاریف مختلفی برای این واژه شده شده که یکی از آنها ارتباط مستقیم ذهنی میان دو نفر است. تله پاتی در حقیقت به مفهوم داشتن توانایی برای فرستادن و دریافت اطلاعات و احساسات به کسی بدون هیچ ارتباط فیزیکی است. این توانایی به صورت ذاتی در همه ما وجود دارد، اما ما به دلایلی از آن استفاده نمی کنیم. شاید یکی از دلایلی که موجب شده است بیشتر مردم این حس را در نظر نگیرند تصور نادرست جامعه از این واژه باشد. دانشمندان در ارتباط با این موضوع مطالعات زیادی انجام داده اند اما هنوز به طور قطع نتوانسته اند آن را برای مردم به اثبات برسانند. بعضی از مردم به حضور آن اطمینان دارند، اما برخی دیگر وجود آن را نهی می کنند.

انواع تله پاتی

 تله پاتی انواع مختلفی دارد:
         یک نوع از آن، تله پاتی جهانی نام دارد که در این نوع از تله پاتی، فرستنده و یا گیرنده انرژی در دید هم قرار نگرفته اند. یعنی ممکن است دو نفر که هر کدام در گوشه ای از دنیا قرار گرفته اند از این طریق با هم در ارتباط باشند.
         یکی دیگر از انواع تله پاتی هم دیداری است یعنی هر دو طرف یکدیگر را می بینند اما از طریق ذهنشان با هم در ارتباط هستند. چشم طرفین نقش بسیار زیادی در برقراری این ارتباط بازی می کند.

تله پاتی از دید علمی

     اگر از دید علمی بخواهیم به تله پاتی نگاه کنیم، ثابت شده است که تمام چیزهایی که در عالم وجود دارند از انرژی ساخته شده اند، این اجسام و ترکیبات در کنار هم قرار گرفته اند و یک شیء را به وجود آورده اند. مثل یک میز که به نظر ما فقط یک جسم جامد است در حقیقت از حرکت تند ذرات انرژی درست شده و جامد نیست، اما ما آن را جامد می بینیم. حس ما انسان ها در آن چیزهایی که قادر هستیم با چشم ببینیم محدود شده. این موضوع از لحاظ علمی به اثبات رسیده است.

تله پاتی دوقلوها

     دانشمندان تحقیقات بسیار زیادی را در مورد تله پاتی دوقلوها انجام داده اند. این تحقیقات نشان داد که دوقلوها می توانند بدون استفاده از کلام با یکدیگر در ارتباط باشند حتی اگر فرسنگ ها از هم فاصله داشته باشند.
     آیا تا به حال برای شما اتفاق افتاده است که درست قبل از اینکه یکی از دوستانتان با شما تماس بگیرد در حال فکر کردن به او بوده اید؟ آیا این موضوع اتفاقی است و یا تله پاتی؟

۵ باور‌ ...  
 
۵ باور‌ موفق‌ترین ‌آدم‌های ‌روی ‌زمین‌
 
 

آیا هیچ وقت آدم‌های شاد و موفقی را که به رویاهایشان رسیده‌اند ،‌ دیده‌اید؟ تا حالا دلتان خواسته از آنها بپرسید نظرشان درباره خودشان چیست و اصلا دنیا را چطوری می‌بینند؟ سال‌هاست که درخصوص افراد استثنایی که در تجارت، ورزش و دیگر رشته‌ها موفقند، تحقیق می‌شود. در این سال‌ها بعضی باورهای مهم و اساسی درباره این انسان‌های موفق سالم و شاد به اثبات رسیده است.
اگر شما هم دوست دارید شادتر باشید و زندگی در کنترل خودتان باشد،‌ بهتر است با ما همراه شوید و چند هفته‌ای را با این ۶ باور مهم طی کنید. باروهای ما پنجره‌ای هستند که ما از آن به دنیا نگاه می‌کنیم.
آنها تمام زمینه‌های زندگی‌مان را شکل می‌دهند. اگر تصمیم بگیرید با نظر مثبت به زندگی نگاه کنید، دیدگاه شما خوش‌بینانه و قدرتمند می‌شود و خیلی زود از این طرز برخورد با دنیای اطرافتان بهره می‌برید.


۱) خودتان بهتر از هر کسی خودتان را می‌شناسید:


مردی یک شب کلید خانه‌اش را گم کرده بود و نمی‌توانست وارد خانه شود. او بیرون منزل در نور چراغ کوچه دنبال کلیدش می‌گشت. کمی بعد همسایه‌اش او را دید و به کمک او آمد تا با هم کلید را پیدا کنند. اما بی‌فایده بود. پس از کلی جستجو همسایه از او پرسید: اگر تو کلید را در منزل گم کرده‌ای،‌ چرا در خیابان دنبال آن می‌گردی؟ مرد پاسخ داد: چون در خیابان نور بیشتر است! حالا تصور کنید شما جهت و معنای زندگی را گم کرده‌اید. اگر از مردم بپرسید اهداف شما در زندگی چه باید باشد، درست مثل این است که در خیابان دنبال کلیدی بگردید که درخانه جا گذاشته‌اید. هیچ‌کس به شما نمی‌تواند بگوید چطور به زندگی‌تان معنا ببخشید. روش دیگران به درد شما نمی‌‌خورد. شما باید درون خودتان را جستجو کنید. حتی اگر یک عمر برای یافتن پاسخ‌های خود جای دیگری را جستجو کرده‌اید، به محض این که به درون خودتان رجوع کنید، می‌بینید که پاسخ سوال‌های زندگی برای شما روشن می‌شود.


۲) اگر گام به گام پیش بروید، به هر چه بخواهید می‌رسید:


حقیقت این است که هر نوع مهارتی را می‌توان یاد گرفت، هر مشکلی را می‌شود حل کرد و هر کاری را می‌توان به نتیجه رساند، فقط اگر مرحله به مرحله پیش بروید و کارهای بزرگ را به قسمت‌های کوچک‌تر تقسیم کنید. وقتی یک کار بزرگ را به چند مرحله کوچک‌تر تقسیم کنید، انجام آن آسان‌تر می‌شود و دیگر به نظرتان سنگین نیست. ما ناخودآگاه در بسیاری موارد این کار را انجام می‌دهیم. مثلا وقتی قرار است یک شماره تلفن را به خاطر بسپاریم، اعداد آن را ۳ تا ۳ تا یا ۲ تا ۲ تا حفظ می‌کنیم.
نکته مهم آن است که اگر می‌خواهید دیوار بین خود و رویاهای زندگی‌تان را بردارید، بهترین کار آن است که آجر به آجر پیش بروید تا به هدفتان برسید.


۳) اگر روش شما جوابگو نیست، آن را عوض کنید:


دکتر اسپنسر جانسون، نویسنده کتاب چه کسی پنیر من را برداشت، فرق بین آدم‌ها و موش‌ها را این طور توصیف می‌کند. وقتی یک موش حس می‌کند تلاش‌هایش به نتیجه نمی‌رسد، روش خود را عوض می‌کند، اما وقتی آدم‌ها حس می‌کنند کاری که انجام می‌دهند به نتیجه نمی‌رسد، عصبانی و خسته می‌شوند و دوست ندارند روش خود را عوض کنند. حتی گاهی اگر کسی راهکار تازه‌ای را به آنها نشان دهد، حالت دفاعی به خود می‌گیرند و می‌گویند: «من همیشه این کار را همین طور انجام داده‌ام. «یا» من آدمی این مدلی هستم.» در اصل این آدم‌ها از پذیرفتن راهکار تازه و انجام آن می‌ترسند و حس می‌کنند ترسشان به این معناست که دیگر روش‌ها اشتباه است. همیشه آنچه به نظر ما طبیعی و صحیح به نظر می‌رسد، در اصل محصول باورهایتان است و به ندرت نشان دهنده همه احتمالات و امکانات پیش رویمان یا تخمین صحیحی از توانایی‌هایمان است. اگر واقعا می‌‌خواهید در زندگی خود نتایج متفاوتی به دست بیاورید باید از حصاری که به منظور راحتی دور خود کشیده‌اید، پا را فراتر بگذارید و راهکارهای متفاوتی را امتحان کنید.


۴) شکست وجود ندارد:


تنها شکستی که در زندگی وجود دارد، این است که دست از یادگیری بردارید. جز این‌ مورد هر نتیجه‌ای که پیش رویتان می‌آید، بازتابی است که به شما می‌گوید آیا راهکار انتخابی شما را به هدف نزدیک‌تر کرده یا دورتر. آدم‌هایی که به اهدافشان می‌رسند، یک خصوصیت مشترک دارند، آنها از شکست و اشتباه نمی‌ترسند، چون می‌دانند هر اشتباه یا شکست فرصتی است برای یادگیری که باید از آن استفاده کرد شکست، لازمه یاد گرفتن است.


۵) شما همین حالا در حال شکل دادن به آینده‌تان هستید:


تفاوت بارزی که میان افراد موفق و ناموفق وجود دارد، این است که افراد موفق در حال زندگی می‌کنند اما افراد ناموفق در گذشته سیر می‌کنند. اگر دائم به گذشته بچسبید، تمام زیبایی‌ها و فرصت‌هایی را که زندگی در حال حاضر به شما ارزانی کرده از دست می‌دهید. اگر هم در حال زندگی کنید بسرعت می‌توانید فرصت‌های رسیدن به اهدافتان را صید کنید. مهم نیست در گذشته چقدر تلاش کرده‌اید. هر لحظه از هر روز زندگی فرصت تازه‌ای است تا به خوشبختی و موفقیت نزدیک‌‌تر شوید. اگر بار دیگر ترس‌های قدیمی و باورهای محدودکننده مانع شادی و موفقیت شما شدند، آنها را در ذهن‌تان متوقف و در درون‌تان افکار مثبت و خوش‌بینانه را جایگزین افکار منفی کنید. قدرت باورهای مثبت آنقدر زیاد است که می‌‌توانید به کمک آنها از تمام لحظات زندگی پلی برای موفقیت بسازید.

 

منبع : موفقیت برای همه - همه چی برای همه

بعد از شکست ...  

بعد از شكست بلند شويم

 

يك زرافه از ارتفاع بدنيا مي آيد!! يك نوزاد زرافه به محض وارد شدن به اين دنياي خاكي از ارتفاع 3 متري به زمين مي افتد. (ارتفاع شكم مادر تا زمين) و معمولاً با پشت خود فرود مي آيد. ولي پس از چند ثانيه برمي گردد و پاهاي خود را در زير شكم خود جمع مي كند. و با تكاني مايع حاصل از زايمان را از سر و صورت خود پاك مي كند، و براي اولين بار دنيا را مي بيند. اما پس از آن زرافه مادر اولين درس زندگي را به بچه خود مي آموزد.

او آنقدر سر خود را پايين مي آورد تا نوزاد خود را ببيند. سپس لحظاتي منتظر مي ماند. و بلافاصله غير منتظره ترين كاري را كه فكرش را بكنيد انجام مي دهد. و با لگد ضربه اي به كودك خود مي زند به طوريكه بچه زرافه كمي آنطرف تر به پشت روي زمين مي افتد. و اين عمل تكرار مي شود.

تا زمانيكه بچه زرافه نتواند بر روي دو پاي خود بايستد فرآيند خشونت دوباره و دوباره تكرار مي شود. هر گاه بچه زرافه احساس خستگي كند و تنبلي كند مادر دوباره با يك لگد او را وادار به تقلا مي كند. تا اينكه بچه زرافه براي اولين بار سر پا بايستد. اما زرافه مادر دوباره لگدي به كودك خود مي زند! اما چرا؟ براي اينكه به خاطر داشته باشد چگونه اولين بار بلند شده است در حقيقت مادر با اينكار به نوزاد مي آموزد كه بايد سريع بلند شود تا بتواند با گله بماند و گرنه وعده غذايي براي درندگان خواهد شد.

اين حقيقت در دنياي واقعي هم نمود پيدا مي كند. اروين استون درباره افرادي كه در زمينه هاي مختلف موفق و سرشناس بوده اند تحقيقات جامعي كرده است. و زندگينامه افرادي مانند ميكلانژ، ون كوك، فرويد و داروين را نگاشته و نقد كرده است. او سعي كرده بين اين افراد رابطه اي پيدا كند. او مي گويد: «من در مورد افرادي مطلب نوشتم كه در سر رويايي داشتند و آن را انجام دادند و به حقيقت رساندند. آنها تو سري خوردند، شكست خوردند، سرزنش شدند و براي سالها به جايي نرسيدند، اما بعد از هر زمين خوردني بلند شدند و ادامه دادند. شما نمي توانيد چنين افرادي را تخريب كنيد يا آنها را به هم بريزيد. ديگر آنكه اين افراد كمترين چيز را براي خود مي خواستند.»

روانشناسی انگیزش ...  
 

روانشناسی انگیزش

رفتارهای انسان به استثنای برخی بازتاب‌های ساده به «انگیزه» (Motive) بستگی دارد. به عبارت دیگر ، ظهور رفتار انسان تنها به وجود محرک و متغیرهای ژنتیک وابسته نیست، بلکه شدت و فرکانس متغیرهای مداخله‌گر درون ارگانیزمی (درون انسان) در پدیدآیی رفتارهای انگیزشی سهم بسزایی دارد. فرایندهای انگیزشی جهت و شدت رفتارهای هدفمند را تعیین می‌کنند و افراد این فرایندها را در ذهن خود به صورت امیال آگاهانه تجربه می‌کند.

 

ادامه مطلب را حتما بخوانید ...


... ادامه مطلب
هيپنوتراپی ...  

مقدمه
با پذيرش اين اصل كه انسان مجموعه اي از جسم، روان و روح است به اين حقيقت مي رسيم كه با تقويت روان مي توان جسم بيمار را نيز نيرويي تازه بخشد يا به اصطلاح در كالبد او روح تازه اي دميد. انسان در تمامي لحظات، آگاهانه يا ناآگاهانه در جستجو و تلاش براي يافتن و حفظ تعادل و توازن است. هر گاه نيرويي اين توازن و تعادل را بر هم زند، نيرويي متضاد در وجود شخص ايجاد مي شود كه تقابل آن با نيروي بيروني موجب بروز بيماري هاي جسمي يا آشفتگي و اضطراب روحي خواهد شد پريشاني هاي روحي به خلاف ناراحتي هاي جسمي قابل رويت نيستند و حتي در برخي موارد يك آشفتگي روحي خود را به صورت يك بيماري جسمي آشكار مي كند و تا زماني كه عامل روحي اوليه از بين نرفته است، بيماري جسمي ناشي از آن نيز درمان نمي پذيرد


هيپنوتراپی


هيپنوتيزم به دو بخش خود هيپنوتيزم و دگر هيپنوتيزم و کاربردهای هيپنوتيزم به دو بخش باليني و غير باليني تقسيم ميشود. حيطه باليني هيپنوتيزم يا هيپنوتراپي باليني يا درمان هيپنوتيزمی با قدمتي ديرينه درجهت تشخيص و تکميل درمان و حتي درمان به كار گرفته شده است. طب نوين پزشكي هنوز در بسياري از موارد در شناسايي مكانيسم و نحوه درمان بيماريها ناتوان است. بهره گيري از توانائي هاي شخصي انسان حتي با اينكه هنوز فرايندي ناشناخته دارد بسيار قابل توجه وكارآمد مي باشد.
هيچگاه نبايد از هيپنوتراپي انتظار معجزه داشت هر چند گاهي اوقات نيز بدون اغراق معجزه مي كند. امروزه كاربردها ي هيپنوتيزم در حيطه پزشكي و دندانپزشكي بسيار گسترده است و ردپاي آن تقريباً در تمام بخشها مانند روانپزشكي، طب اطفال، ايمني، پوست، سرطان، راديولوژي پرستاري، جراحي و ... ديده مي شود از طرف ديگر آشنايي و تخصص درمانگر در زمان بكارگيري هيپنوتيزم بسيار لازم و ضروري ميباشد. كه اين روش در كنار دانش پزشكي نوين ميتوانند به عنوان مكملهاي يكديگر در جهت سلامت و بهداشت مورد استفاده قرار گيرد.
در بيشتر روشهاي درماني هيپنوتراپي, خود هيپنوتيزم جزئي از برنامه درماني است . استفاده از اين روش در درمانها به منظور افزايش اعتماد به نفس, افزايش اميد به درمان, سرعت بخشيدن به بهبودي كنترل اضطراب و كسب آرامش ايجاد سازگاري با بيماري و پذيرش آن و راه بهبود آن، افزايش كيفيت زندگي بيماران, كاهش و تسكين درد و ... انجام ميشود. همچنين به منظور افزايش قدرت حافظه و يادگيري، افزايش قدرت تمركز و مهارتهاي اجتماعي و نيز كسب موفقيتهاي مختلف در زندگي و... به طور گسترده در بين افراد جامعه به خصوص دانش آموزان و دانشجويان قابل استفاده است .


خطرات و عوارض احتمالي هيپنوتراپي:

اين درست است که هيپنوتراپی يکي از سالمترين و بي خطر ترين روشهای درمانی است اما نبايد با ساده انگاري از خطرات بالقوه اي که در کاربرد نامتناسب آن وجود دارد غافل باشيم در واقع پزشک در کاربرد هيپنوتيزم براي درمان بيماران مانند هر روش و ابزار ديگري بايد کاملا از نحوه کاربرد موارد استفاده و موارد منع استفاده آن آگاه باشد .
به صراحت مي توان گفت وقتي هيپنوز را يک پزشک آموزش ديده با تجربه شايسته داراي شرايط لازم بکار ببرد هيچ خطري براي بيمار ندارد حتي نه براي سايکوتيکها و نه ساير اختلالات شخصيتي.
اما يک اخطار بزرگ و حياتي اين است که تنها و تنها خطر واقعي هيپنوتراپي زماني است که آن را يک هيپنوتيزور غير ماهر و بي صلاحيت انجام دهد .


براي انجام يك جلسه هيپنوتراپي چه زماني صرف مي شود ؟

هيپنوتراپي در بسياري از بيماريهاي مزمن هزينه هاي درماني را كاهش مي دهد زيرا هيپنوتيزم باعث كاهش طول دوره درمان مي گردد.
مدت جلسات هيپنوتيزمي به عوامل مختلفي بستگي دارد از جمله نوع بيماري ,خصوصيات هيپنوتيزمي بيمار ,روشهاي مورد استفاده توسط درمانگر وغيره .
اما استفاده از هيپنوتيزم در درمان ممكن است بين چند ثانيه تا حدود يك ساعت وقت بگيرد .حتماً لازم نيست فرد به طور كلاسيك مراحل ايجاد خلسه را طي كند. در بعضي از موارد بيمار بدون اينكه خودش متوجه شود يا تغييري در وضعيت او ايجاد گردداز پديده هاي هيپنوتيزمي استفاده مي شود.
روشهاي ساده اي وجود دارد كه همه افراد مي توانند به طور روزمره از آنها در افزايش عملكردهاي خود و درمان بيماريها استفاده كنند . براي مثال :
قبل از به خواب رفتن در رختخواب طاق باز دراز بكشيد , تمام بدنتان را كاملاً رها كنيد دستها و پاها از همديگر جدا باشند , به آرامي ده نفس عميق بكشيد و در حين اين عمل كم كم خود را در فضاي آرامش بخش مثل كنار دريا يا جاي سرسبز يامحل دلخواه تصوركنيد. در صورتي كه اين مراحل را به خوبي انجام داده باشيد به آرامش عميق مي رسيد , در اين شرايط تلقينات مناسب را مي توانيد به خود بدهيد.

روانشناسی رنگها ...  

 

آفریدگار دانای عالم هستی ، جهان مادی را رنگی خلق کرده است و انسان را

نظاره‌گر اصلی این جهان رنگارنگ . رنگ در کنار شکل یا فرم و جنسیت از عوامل مهم

تشخیص و شناخت انسان از محیط پیرامون خویش است . اگرچه رنگ به اندازه شکل

در درک انسان از محیط اهمیت ندارد ،‌اما به لحاظ ارتباط حسی با محیط ، رنگ بدون

شک اساسی‌ترین نقش را ایفا می‌کند . بشر از دیرباز با تأثیرپذیری از محیط رنگی

طبیعت پیرامون خویش ، نسبت به رنگ حساس بوده و از رنگ در زمینه‌های مختلف

استفاده فراوانی کرده است . علاوه بر آنکه رنگ در ایجاد ارتباط و پیام‌رسانی نقش

مهم و چشم‌گیری دارد ، در جوامع مختلف به عنوان نماد عاطفی ، فرهنگی ، قومی و

ملی به کار رفته است . انسان پیوسته چه به لحاظ فیزیکی و چه به لحاظ

روانشناختی تحت تأثیر رنگ‌ها بوده است .

 

...... در ادامه مطلب

 


... ادامه مطلب
کار کردن در تیم .... ...  

 

اهمیت تشکیل تیم از تولید محصول کمتر نیست. داشتن هدف مشترک و ایجاد تعهد به هدف و ارزش

های گروهی گام اول در تشکیل یک تیم است. انظباط گروهی ارتباط موثر ایجاد انگیزش و شوق کامیابی

اعتماد متقابل و آموزش مستمر به عنوان عوامل مهم پایداری و موفقییت یک تیم ذکر شده اند. تیمی

بزرگ نمی توان ساخت مگر اینکه بازیگرانی بزرگ داشته باشیم . با وجود بازیگران خوب ممکن است

بازی را ببازیم اما بدون آنها نمی توان بازی را برد . برای اینکه بازی را ببرید اول باید خودتان بازیگر خوبی

باشید . در مورد تیم یا باید تربیتشان کنید و یا به استخدام خود در آورید.همیشه این شمایید که گام اول

را بر می دارید. کارایی تیم با بهبود کارایی اعضای آن افزایش می یابد. آدم ها با گذر زمان یکدیگر را می

شناسد خود را نشان می دهند و به رشد یکدیگر کمک می کنند. توانایی خداداد در اختیار ما نیست اما

توانایی انجام کار تیمی و گروهی هست. اول از خود شروع کنید بعد به اعضای دیگر گروه یا تیم کمک کنید

که همین کار را بکنند و خواهید دید که تیمتان می درخشد. اصل اول : سازگار و انعطاف پذیر اگر خود در

راه مصالح تیم تغییر نکنید چه بسا که تیم شما را تغییر دهد. انعطاف ناپذیری بلای جان آدمی است. جلو

خشم خویشتن را می توان گرفت بر ترس می توان چیره شد . انعطاف پذیری نعمتی است انعطاف پذیر

کج و معوج نمی ماند. کوئسیی جونز یکی از افراد موفق در زمینه انعطاف پذیری است. او نوازنده

موسیقی bepope است.جونز همیشه انعطاف پذیری و خلاقیت جونز به نفع او تمام شده است نه فقط

توانسته است با انواع موسیقی دان ها کار کند بلکه با هر کسی کار کرده و بهترین او را گرفته است جونز

هیچگاه از فکری نو تیمی نو یا صنعتی نو نهراسیده است . هیچ چالشی را مشکل حساب نکرده است

زیرا با هر شرایطی سازگار است.کار تیمی با خشکی و انعطاف ناپذیری سازگار نیست کانترا استاد

مدیریت دانشگاه هاروارد می گوید : کسانیکه توفیق میابند و گل میکنند خداوند آن تغییر نیز هستند در

تغییر جهت کوشش های خود و دیگران و هدایت آن در مسیر های ناپیموده ای که حاصلی بیشتر بار

آوردند استادند بازیگران تیمی سازگار و انعطاف پذیر ویزگی هایی دارند : 1-آموختن را دوست دارند

دیانایناد می گوید :به هر دری می زنم اگر ببینم که کوششی سطح دانش مرا بالاتر میبرد رنج و ناراحتی

گذرا را هیچ می شمارم ناشناخته ها برایم جاذبه دارند و یگانه راه ورود به قلمرو هر ناشناخته ای

شکستن سد ها و برداشتن مانع ها از سر راه است آدم های انعطاف پذیر و سازگار برای گام نهادن در

هر راهی که هیچ کس نپیموده است اولویت قائلند. آدم های انعطاف پذیر بسیار آموزش پذیرند 2-

احساس امنیت می کنند ویزگی دیگر اشخاص سازگار احساس امنیت آنهاست کسانیکه احساس امنیت

نمی کنند تقریبا هر چیزی را چالش یا تهدیدی علیه خود می بینند و کسی که احساس امنیت نمی کند

از هر تغییری در کار تغییر در مسئولیت یا ورود افراد جدید به تیم بی انعطاف و بد گمان هستند 3-خلاق

هستند این افراد وقتی که روزگار دشوار می شود راهی می یابد کسانیکه از تغییر نمی هراسند آدم

هایی خلاق از آب در می آیند و با خود می گویند : می آزماییم گامی نو بر می داریم حتی اگر از پس آن

بر نیاییم خلاقییت سازگاری را تقویت میکند 4-خدمت به مردم را دوست دارند کسی که فقط به خودش

فکر می کند بعید است که به نفع تیم کاری انجام دهد هریس مان می گوید: کاری نکردن برای دیگران

تباه کردن خویش است راه های دست یابی به انعطاف پذیری : 1-خود را به آموختن عادت دهید کارتی را

همراه خود داشته باشید و هر روز یک چیز تازه یاد گرفته و روی آن بنویسید و بایگانی کنید 2-نقش خود را

از نو ارزیابی کنید به نقش خود در تیم توجه کنید اگر کار را بهتری را می توانید ایفا کنید آن نقش را به

عهده بگیرید 3-فراتر را ببینید اگر دچار روزمرگی شده اید این جمله را بنویسید و جایی بگذارید که هر روز

آن را ببینید مسئله این نیست که چرا انجام نمی شود این است که چگونه باید انجام شود

 

از همین جا که هستی آغاز کن ...  

 

مردی که کوه را از میان برداشت

 

 

کسی بود که شروع به برداشتن

 

 

سنگ ریزه ها کرد.

 

 

با هرآنچه که دارید شروع کنید

عقاب باش ...  

 

 

شیفتگان پرواز را

 

میل خزیدن نیست

 

همچون عقاب پرواز کنید . هرگز اردک نباشید