
آفریدگار دانای عالم هستی ، جهان مادی را رنگی خلق کرده است و انسان را
نظارهگر اصلی این جهان رنگارنگ . رنگ در کنار شکل یا فرم و جنسیت از عوامل مهم
تشخیص و شناخت انسان از محیط پیرامون خویش است . اگرچه رنگ به اندازه شکل
در درک انسان از محیط اهمیت ندارد ،اما به لحاظ ارتباط حسی با محیط ، رنگ بدون
شک اساسیترین نقش را ایفا میکند . بشر از دیرباز با تأثیرپذیری از محیط رنگی
طبیعت پیرامون خویش ، نسبت به رنگ حساس بوده و از رنگ در زمینههای مختلف
استفاده فراوانی کرده است . علاوه بر آنکه رنگ در ایجاد ارتباط و پیامرسانی نقش
مهم و چشمگیری دارد ، در جوامع مختلف به عنوان نماد عاطفی ، فرهنگی ، قومی و
ملی به کار رفته است . انسان پیوسته چه به لحاظ فیزیکی و چه به لحاظ
روانشناختی تحت تأثیر رنگها بوده است .
...... در ادامه مطلب

او فردي بلند قد ، چهار شانه و خوش سيما است . مردم از هر طرف دورش را گرفته
اند وفشار مي آورند ، دستش را مي گيرند و از او مي خواهند تا كتاب ها و نوارهاي
ويديويي را برايشان امضا كند . او شخصي ممتاز و داراي شهرت جهاني است . نام او
" آنتوني رابينز" است خيلي ها از روي صميميت او را توني صدا ميزنند . او نويسنده
پرفروش ترين كتابها در زمينه رشد و تكامل فردي است . هر روز كه به انجام كارهاي
روزانه اش مي پردازد ، تا مدتها با سيل عظيمي از جمعيتي مواجه مي شود كه در
كلاسهايش حضور مي يابند .
توني در حال حاضر پرشورترين و تاثير گذارترين سخنور جهان است . او بيش از صد و
پنجاه روز از سال را صرف بر پا سازي سمينار در چهار گوشه جهان مي كند .
اوتاكنون براي تيمهايي نظير" ال. اي. كينگز" و " سن آنتونيو اسپورز " و همچنين براي
" آندره آغاسي " سمت مربي خصوصي را داشته است.
او عقيده دارد انسان هرگز نبايد هويتش را محدود كند ، بنابراين اگر از او بپرسيد كه
هويتش دقيقا چيست؟ خواهد گفت : " اگر از من بپرسيد كه امروز چه كسي هستم
( چون ممكن است تصميم بگيرم فردا شخص ديگري باشم ! ) ممكن بود بگويم كه
خالق امكانات ، محرك شادي ها ، انسان ساز و ايجاد كننده شور و شوق هستم .
من برانگيزاننده مردم ، واعظ يا پيشواي آنان نيستم . من مربي و پيشرو آنان هستم ،
گوينده تلويزيون كشور ، صاحب كمربند سياه ، خلبان هليكوپتر جت ، تاجر
بين المللي ، متخصص بهداشت و تغذيه ، مدافع بينوايان و بي خانمانان ، نوع دوست
، كسي كه ايجاد تفاوت مي كند ، فردي ممتاز و در عين حال متواضع هستم ! "
توني ، در سال 1961 در خانواده اي فقير به دنيا آمد . پس از گرفتن ديپلم متوسطه به
كارهاي گوناگوني روي آورد ، اما توفيق چنداني نيافت . در سن 22 سالگي ، در
آپارتمان چهل متري محقري ، زندگي فقيرانه اي داشت وبه گفته خودش ، ناچار بود
ظرفهاي غذاي خود را در وان حمام بشويد . گذشته از گرفتاري هاي مالي ، در اثر
پرخوري و بدخوراكي بيش از يكصد و بيست كيلو وزن داشت و به علت چاقي ، دچار
تنبلي ، بي حالي و خواب آلودگي شده بود . اما در عين فقر و فلاكت ، روياها و
آرزوهاي جاه طلبانه اي داشت و در عالم خيال ، خود را در قصر زيبايي در ساحل دريا
و نزديك جنگل سرسبزي مجسم مي ساخت و براي خود همسري شايسته ،
اتومبيلي گران قيمت و امكاناتي رويايي در نظر مي گرفت .
آنتوني رابينز ، در سال 1986 و در حالي كه بيش از بيست و پنج سال بيشتر نداشت
به بيشتر آرزوهاي خود جامه عمل پوشانده بود ، در اين سال ، كتابي به نام " نيروي
بيكران " منتشر ساخت و راز موفقيت هاي خود را در آن نوشت كه بسيار مورد توجه
مردم امريكا و جهانيان قرار گرفت توني مي گويد : " از شما مي خواهم كه زندگي
خود را به صورت شاهكاري بي همتا در آوريد ." شايد اين سوال براي شما هم پيش
آمده باشد كه توني دقيقا چه مقدار درآمد دارد ؟ البته برآورد دقيق مقدار درآمد او، كار
چندان ساده اي نيست اما بطور مثال در حدود 2 سال پيش ، توني از جانب يك تاجر
به نام " آدام " به كار دعوت شد . آدام تقريبا به مدت شش ماه دچار سقوط مالي
شده بود ونمي توانست به نتايج دلخواهش دست يابد . او تصميم داشت دست به
كاري بزند و اوضاع را تغيير بدهد . " آدام " در حدود يك ميليون دلار به توني داد تا مربي
شخصي او باشد . حتي درصدي از سود را نيز به عنوان جايزه براي توني در نظر
گرفت . در طي مدتي كه توني ، مشاور آدام بود ، او توانست يكصد و هشتاد ميليون
دلار درآمد داشته باشد . پس جايزه چه ؟ من از بابت رقم جايزه مطمئن نيستم ، ولي
اگر آدام حتي يك درصد براي توني در نظر گرفته باشد پس بايد يك ميليون و هشتصد
هزار دلار ( سواي آن يك ميليون دلار اوليه ) به توني رسيده باشد .دو ميليون و
هشتصد هزار دلار تنها براي شش ماه مربيگري !
توني مي گويد : " موفقيت يعني اينكه هر كاري دلتان مي خواهد ، در هرزماني كه
دلتان مي خواهد ، با كمك هركسي كه دلتان مي خواهد و هر اندازه كه دلتان مي
خواهد انجام دهيد . "
اهمیت تشکیل تیم از تولید محصول کمتر نیست. داشتن هدف مشترک و ایجاد تعهد به هدف و ارزش
های گروهی گام اول در تشکیل یک تیم است. انظباط گروهی ارتباط موثر ایجاد انگیزش و شوق کامیابی
اعتماد متقابل و آموزش مستمر به عنوان عوامل مهم پایداری و موفقییت یک تیم ذکر شده اند. تیمی
بزرگ نمی توان ساخت مگر اینکه بازیگرانی بزرگ داشته باشیم . با وجود بازیگران خوب ممکن است
بازی را ببازیم اما بدون آنها نمی توان بازی را برد . برای اینکه بازی را ببرید اول باید خودتان بازیگر خوبی
باشید . در مورد تیم یا باید تربیتشان کنید و یا به استخدام خود در آورید.همیشه این شمایید که گام اول
را بر می دارید. کارایی تیم با بهبود کارایی اعضای آن افزایش می یابد. آدم ها با گذر زمان یکدیگر را می
شناسد خود را نشان می دهند و به رشد یکدیگر کمک می کنند. توانایی خداداد در اختیار ما نیست اما
توانایی انجام کار تیمی و گروهی هست. اول از خود شروع کنید بعد به اعضای دیگر گروه یا تیم کمک کنید
که همین کار را بکنند و خواهید دید که تیمتان می درخشد. اصل اول : سازگار و انعطاف پذیر اگر خود در
راه مصالح تیم تغییر نکنید چه بسا که تیم شما را تغییر دهد. انعطاف ناپذیری بلای جان آدمی است. جلو
خشم خویشتن را می توان گرفت بر ترس می توان چیره شد . انعطاف پذیری نعمتی است انعطاف پذیر
کج و معوج نمی ماند. کوئسیی جونز یکی از افراد موفق در زمینه انعطاف پذیری است. او نوازنده
موسیقی bepope است.جونز همیشه انعطاف پذیری و خلاقیت جونز به نفع او تمام شده است نه فقط
توانسته است با انواع موسیقی دان ها کار کند بلکه با هر کسی کار کرده و بهترین او را گرفته است جونز
هیچگاه از فکری نو تیمی نو یا صنعتی نو نهراسیده است . هیچ چالشی را مشکل حساب نکرده است
زیرا با هر شرایطی سازگار است.کار تیمی با خشکی و انعطاف ناپذیری سازگار نیست کانترا استاد
مدیریت دانشگاه هاروارد می گوید : کسانیکه توفیق میابند و گل میکنند خداوند آن تغییر نیز هستند در
تغییر جهت کوشش های خود و دیگران و هدایت آن در مسیر های ناپیموده ای که حاصلی بیشتر بار
آوردند استادند بازیگران تیمی سازگار و انعطاف پذیر ویزگی هایی دارند : 1-آموختن را دوست دارند
دیانایناد می گوید :به هر دری می زنم اگر ببینم که کوششی سطح دانش مرا بالاتر میبرد رنج و ناراحتی
گذرا را هیچ می شمارم ناشناخته ها برایم جاذبه دارند و یگانه راه ورود به قلمرو هر ناشناخته ای
شکستن سد ها و برداشتن مانع ها از سر راه است آدم های انعطاف پذیر و سازگار برای گام نهادن در
هر راهی که هیچ کس نپیموده است اولویت قائلند. آدم های انعطاف پذیر بسیار آموزش پذیرند 2-
احساس امنیت می کنند ویزگی دیگر اشخاص سازگار احساس امنیت آنهاست کسانیکه احساس امنیت
نمی کنند تقریبا هر چیزی را چالش یا تهدیدی علیه خود می بینند و کسی که احساس امنیت نمی کند
از هر تغییری در کار تغییر در مسئولیت یا ورود افراد جدید به تیم بی انعطاف و بد گمان هستند 3-خلاق
هستند این افراد وقتی که روزگار دشوار می شود راهی می یابد کسانیکه از تغییر نمی هراسند آدم
هایی خلاق از آب در می آیند و با خود می گویند : می آزماییم گامی نو بر می داریم حتی اگر از پس آن
بر نیاییم خلاقییت سازگاری را تقویت میکند 4-خدمت به مردم را دوست دارند کسی که فقط به خودش
فکر می کند بعید است که به نفع تیم کاری انجام دهد هریس مان می گوید: کاری نکردن برای دیگران
تباه کردن خویش است راه های دست یابی به انعطاف پذیری : 1-خود را به آموختن عادت دهید کارتی را
همراه خود داشته باشید و هر روز یک چیز تازه یاد گرفته و روی آن بنویسید و بایگانی کنید 2-نقش خود را
از نو ارزیابی کنید به نقش خود در تیم توجه کنید اگر کار را بهتری را می توانید ایفا کنید آن نقش را به
عهده بگیرید 3-فراتر را ببینید اگر دچار روزمرگی شده اید این جمله را بنویسید و جایی بگذارید که هر روز
آن را ببینید مسئله این نیست که چرا انجام نمی شود این است که چگونه باید انجام شود
مردی که کوه را از میان برداشت
کسی بود که شروع به برداشتن
سنگ ریزه ها کرد.
با هرآنچه که دارید شروع کنید
بزرگمهر : شهریاری در خور آفرین است که مردمان راستکردار و پرهیزگار از او گزند نیابند . و شراندیشان و بدان از بیمش خطا و گناه نکنند
بزرگمهر : توانگر کسی است که به آنچه خداوند توانا نصیبش کرده خرسند باشد . زیرا شوریده بخت تر و پراکنده خاطرتر از آزمند کسی نیست
باقی سخنان در ادامه مطلب .....
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود
روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید .
روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.
او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را
برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت
و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که
کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را
شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که
بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط
نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.
مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:
امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!
وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها
ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان
مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید
بسم الله الرحمن الرحیم
امام محمد باقر (ع) فرمودند : در اول هر کتابی که از آسمان نازل شد
بسم الله الرحمن الرحیم بود . پس هر گاه بسم الله را قرائت نمودی بر تو باکی نیست
که استعاذه نگویی " اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ".
پس هر گاه بسم الله را قرائت نمودی بلاهای آسمان و زمین از تو منع می شود .
در روایت دیگر آمده است :
هر کس در اول وضویش بسم الله الرحمن الرحیم بگوید همه بدنش طاهر می شود .
کسانی که همیشه سوار بر مرکب گذشته هستند به هیچ جا نمی رسند . " ماکسیم گورکی"
اگر می خواهید به حرفتان عمل کننداز خود شروع کنید . "استاهل "
کسی که روز شکست هم بخندد مردی واقعا قوی است . "مارسل اشار "
پیروزی متعلق به کسانی است که بیش از دیگران استقامت دارند. "ناپلئون بناپارت"
عمر شما زمان شماست به باطل هدرش ندهید. " فلورانس نایتینگل"
دانستن اینکه چه می خواهی اولین گام رسیدن به آن چیز است . " لوییس هارت "
کسی که از سرنوشت خود شکایت کند از کوچکی و ناچیزی خود شکایت کرده است . موریس
مترلینگ"
بزرگترین عیب آن است که از عیب خویش آگاه نباشیم . " مولیر "
مردم با اراده از مشکلات استقبال می کنند چون مبارزه با مشکلات برای آنها شیرین است .
" لارونس "