تبليغاتX
◄◄◄راه موفقیت►►►
◄◄◄راه موفقیت►►►
موفقيت = آگاهي + متقاعد سازي + قدرت
تکنیک های تند خوانی ...  

 

با بكار بستن نكات زير مهارت تند خواني را در خود تقويت كنيد:

 

1- مكثــها و توقفهاي چشمان خود را حين مطالعه سطور كــاهش دهيد. اين همان تمركزهاي لحظه اي بروي حروف و واژه ها اسـت. مـا  هنگام خواندن هر يك از سطرهاي يك مـتـن چشمان خود را بصورت جهشي بسمت جلو حركت مي دهيم اكنون هر ميزان كه ما اين مكثـها و جهشــها را كـاهش دهيـم سـرعـت خـوانــدنمان نيز افزايش مي يابد. تـــعداد اين توقفها معمولا در افراد كند خوان به 7 بار در هر سـطر ميرسد اما شما ميتوانيد اين تعداد مكث را به 3 بار در هر سطر كاهش دهيد.

نكته:هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطور حركت دهيد و نه سر خود را.

نكته: براي كاهش مكث ها و توقفها ميبايست حوزه ديد خود را افزايش دهيد. براي اين منظور شما بايد سعي كنيد تا تصاوير واقع در گوشه چشمان خود را بدون اينكه بطور مستقيم به آنها نگاه كنيد،ببينيد.

نكته:اجازه ندهيد حين مطالعه ديدتان دچار سرگرداني گردد.

2- واژه ها را گروه بندي كنيد. ما ديگر آموخته ايم كه چگونه حروف را با يكديگر تركيب كرده و كلمات را خوانده و درك كنيم. اكنون بايد بياموزيم كه دسته اي از كلمات را با يكديگر تركيب كرده و يك جمله  را در آن واحد بخوانيم. و در قدم بعدي بايد بياموزيم كه چگونه جملات را دسته بندي كرده و مفهوم كلي يك پاراگراف را استخراج كنيم.

نكته: ثابت شده كه دسته بندي واژه ها قوه ادراك و فهم را افزايش ميدهد. بطور كلي مفهوم را آسانتر ميتوان از يك دسته واژه استخراج كرد تا از كلمات منفرد و حتي حروف تك.

3- هيچگاه به عقب باز نگرديد. اغلب افراد عادت كرده اند هنگام مطالعه به عقب بازگشته و واژه ها و يا قسمتهايي از متن را كه بدرستي متوجه نشده اند را بازخواني كنند. اين كار فقط از سرعت خواندن شما ميكاهد. شما ميتوانيد با مطالعه تكميلي قسمتهايي كه بدرستي متوجه نشده ايد را  درك كنيد. شايد با خودتان بگوييد كه اين باز خواني مجدد هم زمانبر است. اما باز گشت  مكرر به عقب براي بازخواني قسمتهاي درك نشده به مراتب وقت گير تر از مطالعه مجدد يك مطلب به روش تند خواني ست.

4- هدفمند مطالعه كنيد. هدف خود را از مطالعه هر مطلبي از پيش تعيين كنيد. كه چه نوع اطلاعاتي را ميخواهيد كسب كنيد. اين كار سبب ميگردد تا شما اطلاعات غير ضروري و حاشيه اي را  در فرايند مطالعه حذف كنيد.

5- فقط كلمات و مفاهيم كليدي را مطالعه كنيد. ما براي نگاشتن مطالب ناگزيريم پاره اي دستورات نوشتاري و ساختار صحيح جملات را  رعايت كنيم. اما هنگام خواندن نه.40 تا 60 درصد كل يك متن از واژه ها و حروف بي اهميت و غير ضروري (البته براي درك آن) تشكيل يافته است. مانند حروف ربط مانند"و" و  "يا". بياموزيد تنها اسمها و افعال را بخوانيد. نكات و مفاهيم اصلي يك پاراگراف را يافته و آن را در ذهن بسپاريد و جزئيات خارج از موضوع اصلي را حذف كنيد.

6- با صداي بلند مطالعه نكنيد. سرعت ادا كردن و صحبت كردن بسيار كمتر از ظرفيت يادگيري و مطالعه شماست. در فرايند مطالعه ميبايست فقط چشمها و مغز درگير باشند. سرعت قوه بينايي شما بسيار بيشتر از سرعت تكلم شماست. بنابراين از تلفظ حروف و واژه ها حين مطالعه خودداري كنيد. اما مسئله اصوات به همين جا ختم نيمشود. ما حين خواندن  در ذهن خود نيز اصوات مرتبط با حروف و واژه ها را بيان ميكنيم. اين همان نداي درون شماست زماني كه به اصطلاح در دلتان مطلبي را ميخوانيد. يعني ما پس از ديدن يك كلمه صبر ميكنيم تا صداي مرتبط با آن كلمه (تلفظ) در ذهنمان كامل شود سپس به سراغ  كلمه بعدي ميرويم. اين عادت نيز سرعت مطالعه شما را كاهش ميدهد. به ياد داشته باشيد كه حذف  كامل اين صداها در مغز و ذهن غير ممكن است اما ميتوان آنها را به حداقل رساند.

7- در محيط مطالعه خود هر عاملي كه موجب پرت شدن حواس شما ميگردد را حذف كنيد.

8-هر ميزان كه شما با واژگان و اصطلاحات يك زبان آشنا تر  ومانوس تر باشيد درك بهتري نيز از متون نگاشته شده به آن زبان خواهيد داشت. بنابراين تا ميتوانيد واژه و اصطلاح جديد بياموزيد.

9- تمرين كنيد، تمرين كنيد. تا ميتوانيد تند خواني را تمرين كنيد. تند خواني نيز همچون ساير مهارتها نياز به ممارست دارد.

10- تمركز خود را حين مطالعه حفظ كنيد. بدين مفهوم كه در حين خواندن مطلبي در آن واحد به چيز ديگري فكر نكنيد.

 

منبع : راه نرفته

برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه ...  

ساده است  ولی معجزه می کند

هر روز با خود تکرار کنید:

 

~~  هر روزه از هر جهت زندگی من بهتر و بهترمی شود ~~

این فرصت را از خود دریغ نکنید

آموزش موفقیت ...  

مدیریت روحیه،مدیریت تمرکز فکر،

 

مدیریت زمان،پسیکولوژی لوگو تراپی

( شاید کمی طولانی به نظر بیاید ولی خواندنش را به همه شما عزیزان توصیه می کنم .    دوست دار شما : مهدی )

 

بشر از دیرباز شیفته یافتن راهکاری جهت لذت بردن از زندگی و کسب تفوق فردی و آرامش خاطر بوده اند و در این راه هم طی آزمایشات و تحقیقات و تجارب فراوان به نتایج بسیار جالبی هم رسیده اند که می توان آنها را در علوم مختلف خصوصا پسیکولوژی و پارا پسیکولوژی و لوگو تراپی مشاهده نمود. نتایج به دست آمده جملگی نظریه بسیار شگفت انگیزی ارائه داده اند به این مضمون که کلید موفقیتهای شغلی، تحصیلی، خانوادگی، اجتماعی و مالی.... همه بستگی به نحوه ما و بینش ما دارد به زبان ساده تر موفقیت یعنی استفاده کردن صحیح و مناسب از سیستم اعصاب و مغز راهبردهای چون هپنوتیزم، خلسه، مدیتیشن، مراقبه، نیایش و ... سعی دارند روشهای کنترل مغز را به ما بیاموزند اما در جهان کنونی و عصر حاضر انسانها بیشتر تمایل دارند در کمترین زمان بیشترین نتیجه را کسب نمایند بر اساس همسن باور و ایده دو نفر از دانشگاه کالیفرنیای سانتا کروز آمریکا به نامهای جان گریندر زبان شناس و ریچارد بندلرریاضی دان, تحقیق بی نظیری را شروع کردند که نتیجه آن علم برنامه ریزی عصبی ـ کلامی بود .ان ال پی روشی صد درصد کاربردی و سریع می باشد که با اجرای الگوهای آن و مدلهای بسیار جالب در زمینه های مختلف می توان به نتایج ایده ال خود برسیم در سیستم آموزشی ما به روشهای دستیابی موفقیت می توان از سه نظر می توان نگریست که خود مراحل سه گانه موفقیت هم می نامیم. مرحله اول: (که شامل دروس اولیه بازسازی و باز آفرینی افکار و روحیات موفق زیستن می باشد) الف: مدیریت روحیه: شامل مدیریت کنترل روحیات و حالتهای روحی ما می باید. ب: مدیریت تمرکز فکر: مدیریت تمرکز حواس بر اهداف ج: مدیریت اعتقادات: مدیریت کنترل باورها و اعتقادات و تغییر باورهای منفی د: مدیریت ارزشها هـ : مدیریت قوانین فردی و: مدیریت کنترل انگیزه ز: مدیریت اصول و باورهای موفقیت و موفق زیستن مرحله دوم: ( که شامل دروس تکمیلی جهت موفقیتهای فردی می باشد) الف: مدیریت اهداف و روشهای هدفگزینی ب: مدیریت زمان و روشهای بهینه از زمان ج: مدیریت زبان و آئین سخنرانی د: مدیریت مالی و کنترل درآمد و ثروت اندوزی و: مدیریت ارتباطات دوستانه، زناشوئی روشهای نفوذ در دلها و جذابیت ز: مدیریت جسم، تندرستی و کسب شادی ح: مدیریت حل مشکلات و کار شکنی درکارها مرحله سوم: توسعه موفقیت (شامل دروس پایانی موفقیت است) الف: مدیریت کنترل عادتهای شخصی و غلبه بر عادتها نا مناسب ب: مدیریت کنترل ترسها ج: مدیریت احساسات و عواطف و کنترل آنها د: مدیریت رهبری: مدیریت رهبریت درون سازمانی و برون سازمانی هـ : مدیریت مطالعه: مدیریت روشهای تمرکز حواس، تقویت حافظه و روشهای برتر مطالعه. مدیریت روحیه برای رسیدن به هدف و موفقیت بایستی روحیه و حالات مناسب داشت برای داشتن روحیه شاد و سر زنده و دارای اعتماد به نفس باید روش تغییر روحیه بدانیم. اصولا جهت هر تغییری باید افکار، احساسات و رفتار خود را تغییر دهیم.روحیه حالتی است روحی که در یک مقطع زمانی خاص.برای تغییر از حالت موجود به حالت مطلوب لازم است که سه اصل رفتار افکار احساسات تغییر نماید مثال: برای تغییر روحیه عصبانیت به آرامش باید افکار و احساسات رفتار مربوط به آن را تغییر دهیم روحیات ما کنترل کننده رفتار ما می باشند. روحیه مرکب از دو جزء اساسی است الف: تصاویر ذهنی ب: حالت جسمانی برای تغییر روحیه کافی است تصویر ذهنی و حالت جسمی خود را تغییر دهیم آنکور آنکور یا تکیه گاه ذهنی عبارت است از تکرار انجام یک کار، حالت، تصویر، صدا، حس و .... که شرطی شده و باعث به وجود آمدن روحیه ای خاصی می شود.با استفاده از آنکور ها می توانیم روحیات خود را در هر لحظه که بخواهیم سریعا تغییر دهیم . مراحل تغییر تهیه یک انکور: 1ـ شناخت روحیه 2ـ تشریح روحیه 3ـ ساخت یک تکیه گاه ذهنی 4ـ شرطی کردن تکیه گاه ذهنی در اثر تکرار مدیریت تمرکز فکر نور خورشید گرم است اما سوزنده نیست. عدسی نور خورشید را متمرکز نموده و آن را سوزنده می سازد . بله. تمرکز بر هر چیز نیرو را چند برابر می کند تمرکز بر اهداف شخصی ما نیروی ما را چند برابر می کند. تمرکز بر هدف یا هر کدام از عادات شخصی ما جهت و مسیر حرکت و رفتار های ما را می سازد یکی از عوامل عدم ترک سیگار یا عادت شخصی یا اعتیاد همان تمرکز ما بر آن عادت است مثلا ترک سیگار. ما فکر خود را متمرکز می کنیم که سیگار نکشیم همین تمرکز موجب می شود ما رفتارهای از خود نشان دهیم که منجر به گرایش دوباره ما به سیگار شود اما اگر فکر خود را در بر سلامتی خود متمرکز کنیم رفتارهای از خود نشان می دهیم که موجب به وجود آمدن روحیه سالم در ما می شود که یکی از آنها اجتناب از مواد مخدر می باشد. مدیریت اعتقادات و باورها باورهای ما سازنده اعمال ما هستند یک ضرب المثل می گوید چه معتقد باشی که می توان چه معتقد باشی نمی توانی در هر دو صورت حق با توست. چه قدر به موفقیت باور دارید؟ ما بایستی به موفقیت خودمان اعتقاد داشته باشیم برای کسب ثروت باید اعتقادات مربوط به پول خود را باز آفرینی و تغییر دهیم اعتقادات ما دارای مراحل مختلف هستند. الف: نظر: ( به نظر من) : به طور کلی هر نظر دارای یک سری دلایل و مدارک می باشد به نام چهار چوبهای مرجع، هر چه تعداد چهار چوبهای مرجع بیشتر باشد باورهای ما قویتر است. نظر دارای شرایط قابل تغییری است با یک استدلال حتی سفسطه از بین می رود یا عوض می شود، ثبات کمتری دارند و عمر کوتاهی دارند. ب: عقیده (من معتقدم، به اعتقاد من) عقیده دارای چهارچوب های مرجع بیشتری نسبت به نظر است محکم تر بوده و دارای ثبات بیشتری است اما درحال تغییر است. ج: ایمان دارای ثبات بلند مدتی است ، مشکل تغییر می کند یا اصلا تغییر نمی کند از چندین چهار چوب مرجع درست شده. د: یقین: محکم تر و با ثبات تر از ایمان است. اعتقادات دو دسته هستند(منفی و مثبت) یا مفید و مضر مفید(مثبت) اعتقاد اتی هستند که انگیزه لازم را جهت موفقیت در ما به وجود می آورند مضر(منفی) اعتقاد اتی هستند که قدرت ما تقلیل داده و ما را از کسب موفیقت باز می دارند اعتقادات ما می توانند مانع یا نیروی محرکه فعالیتهای ما باشند. مدیریت ارزشها ارزشها ما قطب نما رفتارهای ما در تصمیم گیری های خود از ارزشها ی خود استفاده می کنیم.ارزشهای ما میزان اهمیت ما را به اشیا نشان می دهند ما با تغییر ارزشها رفتار خود را می توانیم تغییر دهیم مثلا فرض کنید اولین ارزش جوانی 29 ساله ماجراجویی است این ارزش موجب می شود این فرد بیشتر ه تفریح،سفر و ... می پردازد حال اگر ارزشهای این فرد را تغییر داده و اولویت اول را به یادگیری تغییر دهیم این فرد به جای تفریح و سفر و به کتابخانه رفته و مطالعه می کند و لذت هم خواهد بود ارزشها خود بر دو نوع هستند ارزش جذبی و ارزش دفعی ارزشهای جذبی 1ـ موفقیت 2ـ آرامش 3ـ پیشرفت 4ـ امنیت و .... ارزشهای دفعی 1ـ طرد شدن 2ـ افسردگی 3ـ تنهایی 4ـ جواب رد شنیدن مدیریت قوانین فردی انتخاب پاسخی که ما نسبت به محرک های بیرونی می دهیم به عهده قوانین فردی ما هستند مثلا آیا از رفتار کسی عصبانی بشویم یا نه بسته به آن است که در قوانین فردی خود آن عمل را به عصبانیت نسبت دهیم. مثال قوانین فردی: به هر کس سلام کردم جواب نداد باید ناراحت شوم محرک: شما سلام کردید همسرتان یا دوستتان پاسخ نداد. پاسخ ما به محرک: ناراحت می شویم قوانین فردی ناخواسته ناخودآگاه در ضمیر آگاه ما ثبت شده اند و ناخواسته رفتار ما را کنترل می کنند. مثال: برای قوانین فردی اگر فردی شکست خورد باید ناراحت شود اگر کسی به من ترشرويي كرد باید غمگین شوم اگر از کسی خوشم نیاید او را حذف می کنم اگر پولدار شوم خوشبخت هستم خصوصیات قوانین فردی: 1ـ منحصر به فرد هستند یعنی در افراد با هم متفاوت است 2ـ متعهد کننده هستند یعنی حتما باید انجام شوند 3ـ ناآگاهانه هستند و آنها را یاد گرفته ایم. تغییر قوانین فردی باعث تغییر رفتار ما خواهد شد. مدیریت انگیزه برای انجام هر کاری باید انگیزه کافی جهت انجام آن کار داشته باشیم انگیزه لازم جهت انجام کارها زمانی به دست می آید که ما را از انجام ندادن آن کار به شدن احساس رنج کنیم و از انجام دادن آن بسیار احساس لذت بکنیم از نظر کلی قانونی وجود دارد به نام قانون رنج و لذت بر اساس این قانون تمام كارهاي ما در کنترل لذتها و رنجهای ماست به این معنی که با احساس رنج و لذت است مثلا غذا خوردن ما از خوردن و سیر شدن لذت می بریم و از گرسنگی رنج می بریم یا برای این ازدواج می کنیم تا لذت همدم داشتن را کسب و رنج تنهایی را از خود دور کنیم. بر اساس قانون رنج و لذت و همچنین با تصور موفقیت آمیز بودن کارها می توان انگیزه ای قوی در خود بوجود آورد. همه افراد موفق در یک اصل با هم مشترک هستند آنهم این است که همه آ«ها برای انجام کارهایشان همیشه دارای انگیزه و شور و شوق کافی بوده اند. ادیسون روزی 22 ساعت کار می کرد آنتونی رابینز در سن 25 سالگی میلیونر شد الان هم در سن 42 سالگی روزانه 22 ساعت کار می کند همیشه دارای شور و شوق و هیجان و انگیزه می باشد. مدیریت موفقیت موفق شدن و به موفقیت رسیدن راهکار و اصول مخصوص به خود را می خواهد موفقیت یک مهارت است مهارتی که شما باید آن را بیاموز ید موفقیت فقط مختص به فرد خاص یا گروه خاصی نمی باشد. موفقیت فقط شایسته و لایق کسانی است که از اصول و مهارت لازم جهت رسیدن به اهداف و آمال وآرزوهای خود برخوردارند برای رسیدن به موفقیت باید به گونه ای خاص فکر کنید، به گونه ای خاص احساس کنید ، به گونه ای خاص هم رفتار کنید. اگر به این شکل عمل نکنید نتیجه دلخواه را کسب نخواهید کرد یکی از اصول موفقیت می گوید که شکست وجود ندارد هر چه هست نتیجه است به این معنی که تمام دستاوردهای ما نتیجه عملکردهای ماست اگر ما در کنکور قبول نشده ایم به این معنی نیست که شکست خورده ایم به این معنی است که به نتیجه رسیده ایم که عملکرد ما آن را کسب کرده است اگر با این باور نتایج خود را تفسیر کنیم هرگز انرژی خود را با تصور شکست تقلیل نداده و همیشه شور و شوق خود را ثابت خواهیم داشت باورهای ما سازنده رفتار و احساس ماست و نوع تفسیر ما را از وقایع مشخص می سازد.

منبع : فراموش شده