تبليغاتX
◄◄◄راه موفقیت►►►

بيشتر مواقع مستمعين از طريق چشم هايشان به سخنان شما گوش مي سپارند. ايما و اشاره هاي شما بيانگر چيست؟ آيا به هنگام سخنراني يا يک جلسه مهم و معتبر، مطمئن و موثق ظاهر مي شويد و يا اينکه فاقد اعتماد به نفس و عصبي  و دستپاچه هستيد؟ 

                                                                                                                                        مشکل از طرز ايستادن، حرکات صورت و ژست هايي که به خود مي گيريد، آغاز مي شود. آقاي" جو الن ديميتريوس" عضو مشاوران مشهور هيئت منصفه دادگاه مي گويد: "زماني که از هيئت منصفه، دليل قبول شهادت افراد را جويا مي شويم، آنها ا‌ظهار مي دارند که حرکات و ايما اشاره دو برابر چيزهاي ديگر تاثير گذار هستند."   

  اما چگونه مي توانيد مهارت هاي غير کلامي خود را افزايش دهيد؟

  از انجام حرکات نامناسب پرهيز کنيد و در عوض حرکات جايگزيني که مناسب شرايط موجود هستند را انجام دهيد. با اين کار شما متوجه تفاوت شگرفي که در زندگي شما به وجود مي آيد، خواهيد شد. من بعد از ساليان دراز کار در اين زمينه و آموزش تعداد بسياري بازرگان کارآمد، به 7 حرکت کشنده دست پيدا کردم که انجام آن باعث مي شود مستمعين نسبت به گفته هاي شما بي اهميت شده و تحت تاثير قرار نگيرند. سعي کنيد از انجام آنها اجتناب کنيد، آنگاه با يک چنين کار کوچکي تغييرات چشگيري در زندگي شما به وجود خواهد آمد. 

 قاتل 1 # اجتناب از برقراري ارتباط چشمي    

گوياي چه مطلبي است: شما دچار کمبود اعتماد به نفس هستيد، براي سخنراني آماده نيستيد و به همين دليل عصبي و دستپاچه شده ايد. 

  حرکت جايگزين: در طول سخنراني در حدود 90 درصد از کل زمان را به چشم هاي حضار نگاه کنيد. بسياري از افراد بيشتر وقت خود را صرف نگاه کردن به زمين، پرده اسلايد، و يا ميزي که پيش روي آنها قرار دارد مي کنند. رهبران و مديران موفق در حين صحبت کردن مستقيما به چشم هاي شنوندگان خود نگاه مي کنند. 

 "جان رابرتز" نامزد رياست دادگستري آمريکا مورد تقدير بسياري از روزنامه ها قرار گرفت. از او به اين خاطر که "مطمئن به نظر مي رسد" تشکر شد. اما او به راستي چه کاري انجام داد که باعث شد در ذهن افراد يک چنين تصويري را از خود بر جاي بگذارد؟ او در حين تمام سخنراني هايش، به جاي اينکه بر روي نوشته هايش خم شود و نگاهش به يادداشت هايش باشد، مستقيما به چشم هاي مستمعين نگاه مي کرد.

قاتل 2 # خميدگي

گوياي چه مطلبي است: شما فاقد قدرت هستيد و اعتماد به نفس خود را از دست داده ايد. 

حرکت جايگزين: اگر قرار است در طول مدت سخنراني در جايي ثابت بايستيد، بهتر است پاهاي خود را به عرض شانه باز کنيد و اندکي به سمت جلو گرايش داشته باشيد. در اين حالت شانه ها نيز مي بايست اندکي به سمت جلو متمايل شوند. در اين وضعيت شما اندکي مردانه تر جلوه مي کنيد. توجه داشته باشيد که سر و ستون فقرات بايد راست باشد. سعي کنيد از تريبون و يا سکويي که در جلوي شما قرار دارد به عنوان دستاويزي براي تکيه دادن استفاده نکنيد. 

  قاتل 3 # تکان خوردن، جنبيدن و پيچ و تاب خوردن 

 گوياي چه مطلبي است: شما عصبي، دستپاچه و نا آرام بوده و از آمادگي لازم برخوردار نيستيد.
حرکت جايگزين: از تکان خوردن دست بکشيد. تکان هاي بي جا و جنبش هاي بي مورد هيچ هدفي را در بر ندارند. من اخيرا با رئيس يک شرکت کامپيوتري جلسه اي داشتم. مشکل از اين قرار بود که او مي بايست جريان تاخير در حمل يکي از محصولات را به اطلاع يکي از سرمايه گذاران بزرگ شرکت مي رساند. او و تيمش تقريبا توانسته بودند که شرايط را تحت کنترل خود در آورند و از شکست خود درس هاي خوبي بگيرند، اما متاسفانه حرکات غير کلامي آنها گوياي امر ديگري بود.    

بزرگترين مشکل اين فرد عقب و جلو رفتن در هنگام ايراد سخنراني بود. اين امر کمبود صلاحيت و شايستگي و عدم توانايي کنترل امور را بيان مي کند. با آموختن اين مطلب که بايد در حين سخنراني حرکات هدفمند انجام دهد، او توانست زندگي شغلي خود را از خطر نابودي نجات دهد. سرمايه گذار نيز جلسه را با اين ديد که تمام امور تحت کنترل است، ترک کرد.

قاتل 4 # بي حرکت ايستادن

گوياي چه مطلبي است: شما انعطاف پذير نبوده و فرد کسل کننده، بي انرژي و خسته کننده اي هستيد 

 حرکات جايگزين: راه برويد، حرکت کنيد و ... بيشتر افرادي که براي آموزش آداب سخنراني به نزد من مراجعه مي کنند، داراي اين تصور غلط هستند که يک سخنران خوب بايد سفت و سخت بر سر جاي خود ميخکوب شود. چيزي که من به آنها مي گويم اين است که نه تنها راه رفتن قابل قبول است، بلکه خوشايند نيز هست. بسياري از تجار بزرگ به ميان مردم مي روند و دائما در حال حرکت هستند... البته حرکت هدفمند! شايد يک سخنران پويا و پر انرژي براي هدف خاصي از يک سمت اتاق به طرف ديگر آن حرکت کند، اما اگر هيچ کسي در آن قسمت از اتاق حضور نداشته باشد، خوب بالطبع اين حرکت او بي مورد است و جزء موارد هدفنمد به شمار نمي آيد. علت اينکه من به متقاضيان خود پيشنهاد مي کنم که قسمت کوتاهي از سخنراني هايشان را ضبط کنند نيز اين است که مي خواهم بدانم که آيا حرکات خارج از محدوده انجام مي دهند و يا خير.    

  قاتل 5 # قرار دادن دستها در داخل جيب

گوياي چه مطلبي است: شما علاقه خاصي به مطلب مورد بحث نداريد، و غير متعهد و نا آرام هستيد.

 حرکات جايگزين: در اين قسمت راه حل ساده اي براي شما داريم: دست هاي خود را از جيبتان در آوريد. تجار بزرگ هيچ گاه در حين سخنراني هر دو دست خود را درون جيب هايشان قرار نمي دهند. قرار دادن يکي از دست ها در داخل جيب، در زماني که با دست ديگر در حال انجام دادن ژست و فيگور هستيد قابل قبول مي باشد. 

 قاتل 6 # استفاده از ژست هاي ساختگي 

حرکت جايگزين: خيلي خوب است که بتوانيد ژست هاي متفاوتي به خود بگيريد، فقط بايد توجه داشته باشيد که اين کار را به حد افراطي انجام ندهيد. پژوهش ها ثابت کرده اند که ژست هايي که افراد به خود مي گيرند منعکس کننده افکار بسيار پيچيده اي است و همين ژست ها هستند که به شنوندگان صلاحيت و شايستگي شما را نشان مي دهند . اما زمانيکه از ايما و اشاره هاي ساختگي استفاده  مي کنيد، درست مثل انسان هاي متزور و ريا کار جلوه خواهيد کرد. 

به عنوان مثال آقاي بوش هميشه در سخنراني هايي خود از ژست هايي استفاده مي کند که هيچ ارتباطي با گفته هاي او ندارند. شايد او بيش از اندازه تحت آموزش قرار گرفته باشد. درست مثل زماني که صدا يک چيز باشد و تصوير يک چيز ديگر." دانا کاروي" نيز از اين موقعيت به نفع خود استفاده کرد و با تقليد از رفتار و گفته هاي بوش براي خود يک شغل پر در آمد درست کرد. او به طور زنده اين برنامه را اجرا کرد، البته شايد به اندازه جرج بوش مستمع نداشت که بتواند به آنها حکم کند و دستور دهد اما... واقعا هيچ يک از ما نمي خواهيم که بعد از اتمام يک جلسه مورد تمسخر هم قطارانمان قرار بگيريم.   

قاتل 7 # جرنگ جرنگ سکه، ضربه زدن به زمين و ساير آزاردهنده  

 گوياي چه مطلبي است: شما بي نزاکت و عصبي بوده و بر جزيئات مطلب احاطه کامل نداريد. 

حرکات جايگزين: يک دوربين برداريد و در هنگام سخنراني از خود فيلم برداري کنيد، سپس سعي کنيد آنرا با يک ديد منتقدانه بررسي کنيد. آيا ژست هايي پيدا مي کنيد که خودتان هم متوجه انجام دادن آنها نبوديد؟ چندي پيش با نويسنده اي برخورد کردم که کتابي در مورد پروژه هاي مديريتي نوشته بود. او در طي جلسه معرفي کتاب هيچ کاري به غير از به صدا در آوردن تک تک سکه هايي که در جيبش بود نداشت و متاسفانه در آن روز نتوانست کتاب هاي زيادي را به فروش برساند و علاوه بر اين امتيازي از نظر مهارت هاي مديريتي نيز کسب نکرد.                                                                                                                                         انرژي منفي و عصبانيت شما در ضربه هاي پا، دست زدن به صورت، و تکان دادن پاها به سمت بالا و پايين نمودار شود. هنگاميکه متوجه شديد در حال انجام دادن يک چنين کاري هستيد، بهتر است خيلي سريع آنرا متوقف کنيد!     

 از حرکات بدن خود به عنوان نوعي وسيله ارتباطي استفاده کنيد  

حرکات بدني که پويا، قدرتمند و پر انرژي است به شما کمک مي کند حال چه در جلسه مصاحبه شغلي، چه در زمان بالا رفتن از پله هاي نردبان شغلي يا در راه رسيدن به پست مديريت. نسبت به اين حرکات نابود کننده توجه ويژه مبذول نماييد و سعي کنيد آنها را با جايگزين هاي مناسب از بين ببريد. راه برويد، صحبت کنيد و خود را مانند يک رهبر قدرتمند جلوه دهيد. در چنين شرايطي شنونده ها به طور حتم در پي شما خواهند آمد.

+ نوشته شده در ساعت توسط مهدی |

• اعتياد به سايتها، تصاوير و فيلم هاي سرگرمي بزرگسالان                                           

                                                                                                                                                  توليد و توزيع منابع تصويري جنسي از جمله مجسمه و نقاشي با سبک هاي مختلف در طول تاريخ رايج بوده که بعضي از اين توليدات جنبه هنري داشته است. امروزه اين توليدات بيشتر به شکل تصاوير و فيلم هايي با مضمون جنسي تبديل شده و هنوز هم بعضي از اين توليدات صرفا جنبه هنري دارند ولي درصد بسيار بالايي از آنها به قصد تجاري و با تمرکز بر روي مشتري هاي مرد توليد مي شوند.                                                                                            

در دهه هاي اخير هم که اينترنت در شبکه ارتباطي جهان وارد شده و راهي براي ارائه کردن تمامي اين توليدات از جمله فيلم و عکس و غيره شده است.

                                                                                                                                                                  سايتها و منابعي که از طريق شبکه جهاني اينترنت اطلاعات مفيدي را ....................

 

ادامه مطلب را بخوانید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط مهدی |

حـتـي اگـر فـرد خـود پسـند و دمدمي مزاجي هم نباشيد، دوست داريد که يک ستـاره شـويـد. حـتـي بـراي لحظه اي گـذرا، چـنـد بـار در ســال يـا هـر وقـت کـه از خـط بـيـرونـتان مـي انـدازنـد و جـايي راهـتان نـمي دهـند دوسـت داشتيد که به جاي هيچ کس بودن، کسي بوديد.                                                                                                                                     همه ي ما دوست داريم که ديگران ما را بشناسنـد مهم تر ايـنکـه به ما احترام بگذارند. وقتي جوان بودم، خـيـلـي زود متوجه شـدم کـه لهجه خـارجـي ام خيلي اوقات مانعي بر سـر راهـم اسـت. ولـي سـعـي کـردم از هـمين لـهـجه هم نـهـايـت اسـتـفاده را بـبـرم و در جـاهـايـي بخـصـوصــي کـه مـي خـواستم رسيدگي ويژه به من بکنند مثلاً در هتل ها يا رستوران ها با هـمين لهجه ميگفتم کـه من طراح آقاياي فـلانـي هسـتـم، بـه نـظـرتـان اسـم خـيـــلي محترمانه اي نيست؟                                                                                                                                                                                                                               بله درست است که دروغ مي گفتم، اما گاهي اوقات پيش مي آمد که دوست داشتم در جمع به خوبي پذيرفته شوم. هر چه پيرتر مي شويم، اهميت اين مسائل برايمان کمتر مي شود. البته ممکن است براي من اينطور باشد، چون ديگر براي اينکه کسي حساب شوم اين کارها را نمي کنم.                                                                                                                                                                                                                                       از کم شروع کنيد، از نردبان شهرت بالا رويد                                                                         اين روزها ديگر افراد براي به دست آوردن آنچه مي خواهند صبر و حوصله ندارند.  دوست دارند همه چيز برايشان حاضر و آماده باشد. اما هميشه اين را به ياد داشته باشيد، که زماني مي توانيد قدر و قيمت کسي بودن را بفهميد که از هيچ کس بودن شروع کرده باشيد. نبايد بنشينيد و بالا رفتن بقيه را از نردبان شهرت نگاه کنيد، شما هم بايد روي نردبان باشيد. پس فکر نکنيد که مي توانيد يک شبه ره صد ساله رفته و به آنچه مي خواهيد برسيد، چون همين شب حداقل 10 سال طول مي کشد.                                                                                                                                 به دست ديگران نگاه نکنيد که چه دارند و چه ندارند، ببينيد در دستان خودتان چيست، و براي به دست آوردن آن چيزهايي که نداريد تلاش کنيد، نه خيالبافي.                                                                                                                                                                  بله، همه ي ما مي توانيم با در دست داشتن پول و قدرت براي خود کسي حساب شويم، اما اگر هيچکدام از اين دو در دستمان نبود چه؟ بايد هيچکس باقي بمانيم؟ نه، راه هايي هست تا بتوانيم از هيچ کس به همه کس تبديل شويم.                                                                                                                                                                                     راههايي براي مهم شدن                                                                                                هيچوقت نمي توانيد يکباره نزد همه فردي مهم تلقي شده و مشهور شويد. حتي اگر رييس جمهور هم شده باشيد، مطمئناً تا اينجا راه درازي را پيموده ايد. در اينجا به نکاتي اشاره مي کنيم که مي توانيد با استفاده از آنها براي خود کسي شويد.                                                                                                                                                                  1-  پول در بياوريد                                                                                                                   مي توانيد براي مهم شدن پول خرج کنيد و راه را بخريد. هر چه پول بيشتري داشته باشيد، افراد بيشتري دور و برتان جمع خواهند شد و بهتان احترام مي گذارند. هيچ چيز بهتر از اين نمي تواند باشد وارد جايي شويد و بگوييد: "مي خواهم پول زيادي اينجا خرج کنم." اين کار باعث خواهد شد که همه ي توجهات به شما جلب شود. اما اين راهي موقتي و زودگذر براي مهم شدن است.                                                                                                                                                                                                                                     2-  پشتوانه ي خانوادگي                                                                                                         در خط کاري من اگر متعلق به يک خانواده ي خوب باشيد، فرد مهمي تلقي خواهيد شد. اگر در کوچه و بازار به خاطر خانواده تان آبرو و اعتبار داشته باشيد به شما کمک خواهد کرد.                                                                                                                                    يک حرکت بزرگ بکنيد                                                                                                          هيچ چيز مثل يک حرکت بزرگ باعث جلب توجه ديگران نمي شود. چه يک اختراع بزرگ باشد يا يک سخنراني مهم، مي توانيد با آن از نردبان شهرت به سرعت بالا رويد. کاري انجام دهيد که در کتاب هاي تاريخ هم حتي در مورد آن بنويسند.                                                                                                                                                                                    4-  در رشته اي کارشناس شويد                                                                                             همه ي افراد گاهاً نياز پيدا مي کنند که با يک کارشناس مشاوره کرده و نظر آنها را هم جويا شوند. هميشه سعي کنيد در هر رشته اي که هستيد، خبره و ماهر شويد. اگر وکيل، حسابدار يا مهندس کامپيوتر هستيد، سعي کنيد در کارتان تا اندازه اي بالا رويد که ديگران شما را به چشم يک کارشناس نگاه کنند. اگر متوسط باشيد، کسي سراغتان نخواهد آمد.                                                                                                                                          5-  ريسک کنيد                                                                                                                     بله ممکن است ريسک کرده و به بن بست بخوريد و همه چيز را از دست بدهيد، اما خيلي اوقات هم افراد با همين ريسک کردن ها به جايي رسيده اند. سعي کنيد در کارهايي خطر کنيد که حداقل سر رشته اي در آن داشته باشيد.                                                                                                                                                                                         6-  فردي خاص باشيد                                                                                                           مي خواهيد جلب توجه کنيد؟ مي خواهيد از اطرافيانتان يه سر و گردن بالاتر باشيد؟ سعي کنيد چيز خاص و منحصر به فردي داشته باشيد که افراد با آن ياد شما بيفتند. مي تواند طريقه ي نگاه کردن، صحبت کردن، يک ژست خاص يا هر چيزخاص ديگري باشد. کاري کنيد که شما را متفاوت با بقيه نشان دهد.                                                                                                                                                                                                            7-  همسري مهم داشته باشيد                                                                                               بله، داشتن همسري مشهور و مهم هم مي تواند باعث مشهور شدن شما شود. داشتن همسري با کلاس، با اعتماد به نفس و متعلق به خانواده اي معروف مي تواند پشت شما را صاف کرده و باعث احترام شما شود. پس در انتخاب همسر هم دقت کنيد، اگرچه به دست آوردن چنين همسراني کار هر کسي نيست.                                                                                                                                                                                      8-  با مردم صحبت کنيد                                                                                                       ارتباط داشتن با مردم ضرري به شما نمي زند. هرچه افراد بيشتري را بشناسيد، با مردم بيشتري گفتگو خواهيد کرد و راه هاي بيشتري براي معروف شدن جلو رويتان قرار خواهد گرفت. 
                                                                                                            

  9-  قدرت داشته باشيد                                                                     

 اين آشکارترين راه براي به شهرت رسيدن است. اما به دست آوردن قدرت کاري ساده نيست. گرفتن پستي مهم در يک شرکت مي تواند ساده ترين راه براي به دست آوردن قدرت باشد. اما بايد براي گرفتن اين پست ها هم کسي باشيد.                                                                                                                                                                                  تلاش کنيد تا کسي شويد                                                                                     ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ                                                                                                  کارهاي ديگري هم هست که مي توانيد با انجام دادن آنها صاحب شهرت شويد. اما اينها تاثير موقتي و زودگذر دارند. همه ي اين کارها به نحوي جزء زير مجموعه ي اين 9 کار که در بالا ذکر شد قرار مي گيرند. بعضي از اين راه ها تاثير گذارتر از بقيه بوده و بعضي به سرعت به نتيجه مي رسد، درحاليکه که بعضي ديگر جزء برنامه هاي طولاني مدت است. به هر حال کسي شدن کار ساده اي نيست. نيازمند ذکاوت و تلاش بسيار است.

+ نوشته شده در ساعت توسط مهدی |

دکتر دمينگ، کسی که کیفیت را به ژاپنی ها آموخت ومبدع سیستمهای مدیریتی که هم اکنون در اکثر سازمانهای موفق مستقر گردیده است.
دكتر دمينگ معتقد بود چنان كه خود را عوض كنيم هر كاري را بهتر مي توانيم انجام دهيم. هدف دمينگ ايجاد يك طرز فكر ساده در مردم و شكستن الگوهاي سنتي آن ها بود. شركت هايي كه فلسفه دمينگ را به كار گرفتند به خوبي واقفند كه اين كار پشتكار و زمان زياد زیادی مي برد.

توصیه های چهارده گانه دمینگ:

1- برای بهبود خدمت و کالا، هدفی پایدار ایجاد کنید، با این قصد که رقابت کنید و در صحنه تجارت باقی بمانید و اشتغال زایی کنید.

2- فلسفه جدید مدیریت را پذیرا شوید. ما در عصر اقتصادی جدید هستیم. مدیریت غربی باید برای مبارزه بیدار شود، باید مسئولیت ها را بیاموزد و تغییر را رهبری کند.

3- وابستگی به بازرسی برای رسیدن به کیفیت را کنار بگذارید. با ایجاد کیفیت کالا در همان محل، نیاز به بازرسی انبوه را حذف کنید.

4- بر اساس عامل قیمت تجارت نمایید، در عوض هزینه کل را کمینه کنید.

5- نظام تولید و خدمات را همیشه بطور ثابت بهبود بخشید تا کیفیت بهره وری بهبود و در نتیجه هزینه ها کاهش یابد.

6- آموزش در حین کار را ایجاد نمایید.

7- رهبری ایجاد کنید. هدف رهبری باید کمک به کارکنان، ماشین آلات و ابزار آلات برای انجام دادن بهتر شغل باشد.

8- ترس را بیرون برانید تا اینکه هرکس بتواند در شرکت کار پربازده داشته باشد.

9- سدهای بین بخش ها را بشکنید، کارکنان بخشهای تحقیق، طراحی، فروش و تولید باید بصورت کم تیم کار کنند تا مشکلات تولید را حل کنند.

10- شعارها، نصیحتها و هدفهای توخالی که کار بی نقص و سطوح جدیدی از بهره وری را می طلبد، کنار بگذارید. این نصیحت فقط روابط تبلیغاتی ایجاد می کند، علت های اصلی کیفیت پایین به نظام (سیستم) برمی گردد و خارج از قدرت کارکنان است.

11- الف) استانداردهای کاری (کمی) را در کارخانه حذف نمایید، رهبری را جایگزین آن کنید. (ب) مدیریت هدف گرا را حذف کنید، مدیریت عددگرا و اهداف عددی را حذف نمایید. رهبری را جایگزین آن نمایید.

12- الف) سدهایی که مانع می شود تا کارگر به کارگری خود افتخار کند، از بین ببرید.(ب) سدهایی را که مانع می شود مهندسان و مدیران به کار خود افتخار کند، نابود کنید.

13- برنامه آموزشی و خود بهبود دهی کارآمد ایجاد نمایید.

14- همه را در شرکت برای ایجاد تغییر بسیج کنید. تغییر و تحول شغل همه است.

در زیر پاره ای از نقطه نظرات دمینگ ارائه گردیده است:

1- سودهاي واقعي از طريق مشتريان وفادار حاصل مي شود نه از طريق مشترياني كه فقط راضي هستند. اين سود 6 تا 8 برابر از مشتريان ديگر بيشتر است.

شركتي كه به دنبال جذب مشتريان دائمي است درآمدهاي بسيار بالاتر از شركتي دارد كه فقط به رد كردن محصولات خود مي انديشد.

2- مشتريان با ارقام حسابداري شركت گول نمي خورند.

3- تحقيقات نشان مي دهد كه يك مشتري راضي حدوداً براي 8 نفر محصول را تبليغ مي كند و يك مشتري ناراضي حدوداً به بيش از 20 نفر توضيح خواهد داد كه چه عذابي كشيده است.

4- كيفيت در اتاق هيئت مديره ايجاد مي شود.

5- کیفیت، غرور استاد کاری است.

6- گزارش هاي مالي واقعيت نيستند. آنها شرح اوضاع مالي گذشته اند. يعني يك تصوير تك بعدي از يك دنياي چند بعدي

7- مشكلات رقابتي ما به دليل كاركنان حاضر در سيستم نيست بلكه به دليل ضعف مديريت است.

8- پيوسته و هميشه بايد سيستم توليد و ارائه خدمات را بهبود بخشيد.

9- ترس را از بين ببريد.

10- شعارها، اصرارها و تعيين اهداف را براي نيروي كار حذف كنيد.

11- سهميه بندي رقمي براي نيروي كار را كنار بگذاريد و به جاي آن رهبري را جايگزين كنيد.

12- از تعيين اهداف رقمي براي مديران دست برداريد. رهبري را جايگزين كنيد.

13- نظريات اقتصادي مي گويد : «دانش عنصر كليدي كيفيت است + دو عنصر : سرمايه و نيروي كار اما دمينگ مي گويد. «آگاهي عميق + دانش فني+ سرمايه + نيروي كار مي تواند رمز كيفيت و بهبود پيوسته باشد.»

14- اين مديران ارشد هستند كه به آگاهي عميق احتياج دارند.

15- كيفيت فقط در صورتي به دست مي آيد كه افراد حاضر در سيستم احساس امنيت كنند و از كاري كه انجام مي دهند لذت ببرند.

16- -94 درصد مشكلات، ناشي از سيستم هستند و فقط 6 درصد آنها ماهيتي ويژه دارند.

17- هر گاه مديريت حربه ترس را به كار گيرد، ارقام اشتباه و اطلاعات گمراه كننده دريافت خواهد كرد.

18- عمل بدون آگاهي، به خصوص آگاهی عميق، مي تواند يك سيستم كاملاً خوب را تخريب كند.

19 - WIN-LOSE -SYSTEM خوب نيست. WIN-SYSTEM-WIN خوب است.

20- در مورد موقعيت هايي كه براي تكميل كار نياز به همياري است، ايجاد رقابت، ضدبهره وري است. به عبارت ديگر، ايجاد رقابت بين كارگران وقتي علت عمده نوسان عملكردها، خود سيستم باشد به تنش خواهد انجاميد و از بهبود و حتي رقابت هم خبري نخواهد شد.

+ نوشته شده در ساعت توسط مهدی |

این جهان کوه است و فعل ما ندا


سوی ما آید نداها را صدا



این تک بیت کل راز زندگی است! هیچ رازی بزرگتر از این وجود ندارد.


بگذارید هر کلمه اش رو عمیقا بچشیم ، با هم مزه اش کرده و لمسش کنیم تا مگر حقیقت بزرگی که در اعماقش نهفته آشکار شود!


به قول حافظ:


زین قصه هفت گنبد افلاک پر صداست


کوته نظر بین که سخن مختصر گرفت

 


حضرت مولانا می گوید:


زندگی به کوهی می ماند ، که هر چه گویی، از خیر و شر، ناگزیر از کوه همان طنین را خواهی شنید.


این محال است اگر گمان کنی که تو خوب گفتی ، اما کوه، زشت جواب داد!


بلبلی که در کوه آواز بخواند ، پاسخش هرگز بانگ کلاغ نخواهد بود!


بلکه پاسخی پرطنین ، از جنس همان آواز را خواهد شنید.


هیچ دینی و مذهبی در جهان پا نگرفته و هیچ پیامبری نازل نشده ، مگر این که می خواسته همین نکته را به ما بگوید!


دین می گوید که اگر طالب هر جنسی هستی ، از معنویات گرفته تا مادیات ، مخازن عظیم و راه دستیابی به گنجینه پایان ناپذیر ان ، از این سوست!!


دغدغه ی دین ، تنها زینت بخشیدن به آخرت تو نیست. بلکه قصد آراستگی دنیای تو را نیز دارد.


موفقیت در عرصه ی دین و دنیا ، معلول دریافت روشنی از این معنی و از همین نکته است.


مفهموم مذهب چه می تواند باشد الا این که: " بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را"


خداوند با زبانی ساده و آشکارا می فرماید: ای بندگان من! رویاهای شما ، به ان میوه های رنگارنگی می ماند که درختش نزد من است! پس در راه کسب آن چه می خواهید ، کورکورانه راهی سفر نشوید، بلکه با چشمانی کاملا باز و در مسیری روشن گام بگذارید.


به تعبیر مولانا مذهب دعوتی است که: "بیا! آخر تا کی سرگردانی و تشویش؟! تا چند بیگانگی؟!"


آدمی بایست بیدار شود، بیداری از نوعی دیگر! نه با طلوع آفتاب! چرا که آدمی ، نه تنها در دل شب که حتی در طول روز هم در خواب است! و رویای باغ را می بیند!! رویای ثروت، شهرت، انسان کامل شدن، رویای آرامش، لذت بردن و ...


اما اگر تمامی این ها امکان پذیر نبود، در ذهن من و تو هم ، هرگز چنین رویاهایی شکل نمی گرفت.


وجود چنین رویاهایی به خودی خود دلیل آن است که می توانی به آنها دست یابی!


رویاهایت را باور کن!


بپذیر که زمانی نه چندان دور و در آغاز تولد ، کیمیایی با تو بوده که حالا گمش کرده ای!


کیمیایی که همچون مغناطیسی عظیم جاذب هر چه خوبی در جهان است ، بوده!


تو بی شک زمانی رازی ، گنجی و کلیدی داشته ای که حالا از دست داده ای! نمی دانی کجا گمش کرده ای اما حالا نبودش را با تمام وجود حس می کنی.


به قول ابو سعید ابوالخیر:


" این همه جست و جو، این همه گفت و گو و این همه تلاش ، نشانه ی آن است که جایی چیزی هست!


اگر نبود، نمی گفتند


و اگر نمی یافتند ، نمی جستند!"


فراموش نکن که این سخن تمامی عارفان جهان است که:


"باید به تولدی دوباره دست یابی!"


اما به خاطر بسپار که در این تولد دوباره تو به چیزی تازه دست نمی یابی!


بلکه به همان چیزی می رسی که در تولد اول داشته و حالا گمش کرده ای!


به آن دعوت حضرت مولانا دوباره گوش کن که فرمود: "بیا! آخر تا چند بیگانگی در میان نشویش ها و سوداها؟!


دست از سرگردانی بردار و باور کن که دین ، چیزی نیست الا طریقه تحقق رویاهای تو در بیداری!


سفرت را دوباره و با آگاهی کامل آغاز کن .


قرآن را بخوان:


" و اگر نیکی کنید ، ان نیکی به خود کرده اید و اگر بدی کنید به شما باز خواهد گشت "



 
کسی که گرد خانه ی خود گلستانی بکارد ، یقینا هر باری که نظر کند ، جز گل نخواهد دید. و دایما در بهشت خواهد بود.


هر اندیشه ای که از خیر و شر در وجود ما شکل گیرد همگی به سمت ما بازخواهد گشت.


در اندیشه ی مولانا ، دین برای دیندار کردن انسانها و نشاندار کردن آنها نازل نشده!


نیامده تا مسلمان را از مسیحی و مسیحی را از یهودی جدا کند!


بلکه آمده تا راه رسیدن به رویاها را آشکار کند!


طریقه جذب تمامی خوبیهای جهان را از معنویات گرفته تا مادیات به ما بیاموزد!


قانون جذب!


حقیقت انکارناپذیری است که در بطن دین و دینداری نهفته.


مگر در سوره ی نور نمی خوانیم که:


"الطیبات لطیبین...و الخبیثات للخبیثین..."


مولانا چنان شکافی به این آیه بخشیده که حتی نام قانون جذب هم در آن آشکار شده:


خوب خوبی را کند جذب این بدان


طیبات و طیبین بر وی بخوان


در جهان هر چیز، چیزی جذب کرد


گرم،گرمی را کشید و سرد، سرد


تلخ با تلخان یقین ملحق شود


کی دم باطل قرین حق شود


او جمیل است و محب لجمال


کی جوان نو گزیند پیره زال؟!


ناریان ، مر ناریان را جاذیند


نوریان مر نوریان را طالبند




خدا در هر لحظه و در همه حال به دستاویز روح و رویاهای پاکش ما را به سمت خود و خزاین پایان ناپذیرش دعوت می کند، با هدایا و گنجینه های عظیمی از آرامش ، لذت، ثروت، شادی، عرفان و ...


و در این دعوت ، هیچ محدودیت و هیچ تبعیضی برای کسی قایل نیست


فقط کافی است تا خود را لایق این دعوت کنیم:


او چو می خواند مرا، من بنگرم


لایق جذبم؟! و یا بد پیکرم؟!




به هر حال خیال هر چیز، آدمی را به سمت آن چیز می کشاند!


خیال باغ به باغمان می برد، خیال خانه به خانه کسی که تمامی اندیشه اش را خیر و نیکی پر کرده باشد


اتصال او به خداوند و اجابتش از طریق او، حتمی، قریب الوقوع و انکارناپذیر خواهد بود


ای برادر تو همان اندیشه ای


مابقی را استخوان و ریشه ای


گر گل است اندیشه ات در گلشنی


ور همه خاری، تو هیمه گلخنی
+ نوشته شده در ساعت توسط مهدی |

دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود.
استاد پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟ کسی پاسخ نداد.
استاد دوباره پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟ دوباره کسی پاسخ نداد.
استاد برای سومین بار پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟ برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد. استاد با قاطعیت گفت: با این وصف خدا وجود ندارد.
دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند. استاد پذیرفت. دانشجو از جایش برخواست و از همکلاسی هایش پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟ همه سکوت کردند.
آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟ همچنان کسی چیزی نگفت.
آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟
وقتی برای سومین بار کسی پاسخی نداد، دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد
+ نوشته شده در ساعت توسط مهدی |