تبليغاتX
◄◄◄راه موفقیت►►►
◄◄◄راه موفقیت►►►
موفقيت = آگاهي + متقاعد سازي + قدرت
مدیریت اثر بخش ...  
دکتر دمينگ، کسی که کیفیت را به ژاپنی ها آموخت ومبدع سیستمهای مدیریتی که هم اکنون در اکثر سازمانهای موفق مستقر گردیده است.
دكتر دمينگ معتقد بود چنان كه خود را عوض كنيم هر كاري را بهتر مي توانيم انجام دهيم. هدف دمينگ ايجاد يك طرز فكر ساده در مردم و شكستن الگوهاي سنتي آن ها بود. شركت هايي كه فلسفه دمينگ را به كار گرفتند به خوبي واقفند كه اين كار پشتكار و زمان زياد زیادی مي برد.

توصیه های چهارده گانه دمینگ:

1- برای بهبود خدمت و کالا، هدفی پایدار ایجاد کنید، با این قصد که رقابت کنید و در صحنه تجارت باقی بمانید و اشتغال زایی کنید.

2- فلسفه جدید مدیریت را پذیرا شوید. ما در عصر اقتصادی جدید هستیم. مدیریت غربی باید برای مبارزه بیدار شود، باید مسئولیت ها را بیاموزد و تغییر را رهبری کند.

3- وابستگی به بازرسی برای رسیدن به کیفیت را کنار بگذارید. با ایجاد کیفیت کالا در همان محل، نیاز به بازرسی انبوه را حذف کنید.

4- بر اساس عامل قیمت تجارت نمایید، در عوض هزینه کل را کمینه کنید.

5- نظام تولید و خدمات را همیشه بطور ثابت بهبود بخشید تا کیفیت بهره وری بهبود و در نتیجه هزینه ها کاهش یابد.

6- آموزش در حین کار را ایجاد نمایید.

7- رهبری ایجاد کنید. هدف رهبری باید کمک به کارکنان، ماشین آلات و ابزار آلات برای انجام دادن بهتر شغل باشد.

8- ترس را بیرون برانید تا اینکه هرکس بتواند در شرکت کار پربازده داشته باشد.

9- سدهای بین بخش ها را بشکنید، کارکنان بخشهای تحقیق، طراحی، فروش و تولید باید بصورت کم تیم کار کنند تا مشکلات تولید را حل کنند.

10- شعارها، نصیحتها و هدفهای توخالی که کار بی نقص و سطوح جدیدی از بهره وری را می طلبد، کنار بگذارید. این نصیحت فقط روابط تبلیغاتی ایجاد می کند، علت های اصلی کیفیت پایین به نظام (سیستم) برمی گردد و خارج از قدرت کارکنان است.

11- الف) استانداردهای کاری (کمی) را در کارخانه حذف نمایید، رهبری را جایگزین آن کنید. (ب) مدیریت هدف گرا را حذف کنید، مدیریت عددگرا و اهداف عددی را حذف نمایید. رهبری را جایگزین آن نمایید.

12- الف) سدهایی که مانع می شود تا کارگر به کارگری خود افتخار کند، از بین ببرید.(ب) سدهایی را که مانع می شود مهندسان و مدیران به کار خود افتخار کند، نابود کنید.

13- برنامه آموزشی و خود بهبود دهی کارآمد ایجاد نمایید.

14- همه را در شرکت برای ایجاد تغییر بسیج کنید. تغییر و تحول شغل همه است.

در زیر پاره ای از نقطه نظرات دمینگ ارائه گردیده است:

1- سودهاي واقعي از طريق مشتريان وفادار حاصل مي شود نه از طريق مشترياني كه فقط راضي هستند. اين سود 6 تا 8 برابر از مشتريان ديگر بيشتر است.

شركتي كه به دنبال جذب مشتريان دائمي است درآمدهاي بسيار بالاتر از شركتي دارد كه فقط به رد كردن محصولات خود مي انديشد.

2- مشتريان با ارقام حسابداري شركت گول نمي خورند.

3- تحقيقات نشان مي دهد كه يك مشتري راضي حدوداً براي 8 نفر محصول را تبليغ مي كند و يك مشتري ناراضي حدوداً به بيش از 20 نفر توضيح خواهد داد كه چه عذابي كشيده است.

4- كيفيت در اتاق هيئت مديره ايجاد مي شود.

5- کیفیت، غرور استاد کاری است.

6- گزارش هاي مالي واقعيت نيستند. آنها شرح اوضاع مالي گذشته اند. يعني يك تصوير تك بعدي از يك دنياي چند بعدي

7- مشكلات رقابتي ما به دليل كاركنان حاضر در سيستم نيست بلكه به دليل ضعف مديريت است.

8- پيوسته و هميشه بايد سيستم توليد و ارائه خدمات را بهبود بخشيد.

9- ترس را از بين ببريد.

10- شعارها، اصرارها و تعيين اهداف را براي نيروي كار حذف كنيد.

11- سهميه بندي رقمي براي نيروي كار را كنار بگذاريد و به جاي آن رهبري را جايگزين كنيد.

12- از تعيين اهداف رقمي براي مديران دست برداريد. رهبري را جايگزين كنيد.

13- نظريات اقتصادي مي گويد : «دانش عنصر كليدي كيفيت است + دو عنصر : سرمايه و نيروي كار اما دمينگ مي گويد. «آگاهي عميق + دانش فني+ سرمايه + نيروي كار مي تواند رمز كيفيت و بهبود پيوسته باشد.»

14- اين مديران ارشد هستند كه به آگاهي عميق احتياج دارند.

15- كيفيت فقط در صورتي به دست مي آيد كه افراد حاضر در سيستم احساس امنيت كنند و از كاري كه انجام مي دهند لذت ببرند.

16- -94 درصد مشكلات، ناشي از سيستم هستند و فقط 6 درصد آنها ماهيتي ويژه دارند.

17- هر گاه مديريت حربه ترس را به كار گيرد، ارقام اشتباه و اطلاعات گمراه كننده دريافت خواهد كرد.

18- عمل بدون آگاهي، به خصوص آگاهی عميق، مي تواند يك سيستم كاملاً خوب را تخريب كند.

19 - WIN-LOSE -SYSTEM خوب نيست. WIN-SYSTEM-WIN خوب است.

20- در مورد موقعيت هايي كه براي تكميل كار نياز به همياري است، ايجاد رقابت، ضدبهره وري است. به عبارت ديگر، ايجاد رقابت بين كارگران وقتي علت عمده نوسان عملكردها، خود سيستم باشد به تنش خواهد انجاميد و از بهبود و حتي رقابت هم خبري نخواهد شد.

این هم یک مطلب زیبا از یکی از دوستان ...  
این جهان کوه است و فعل ما ندا


سوی ما آید نداها را صدا



این تک بیت کل راز زندگی است! هیچ رازی بزرگتر از این وجود ندارد.


بگذارید هر کلمه اش رو عمیقا بچشیم ، با هم مزه اش کرده و لمسش کنیم تا مگر حقیقت بزرگی که در اعماقش نهفته آشکار شود!


به قول حافظ:


زین قصه هفت گنبد افلاک پر صداست


کوته نظر بین که سخن مختصر گرفت

 


حضرت مولانا می گوید:


زندگی به کوهی می ماند ، که هر چه گویی، از خیر و شر، ناگزیر از کوه همان طنین را خواهی شنید.


این محال است اگر گمان کنی که تو خوب گفتی ، اما کوه، زشت جواب داد!


بلبلی که در کوه آواز بخواند ، پاسخش هرگز بانگ کلاغ نخواهد بود!


بلکه پاسخی پرطنین ، از جنس همان آواز را خواهد شنید.


هیچ دینی و مذهبی در جهان پا نگرفته و هیچ پیامبری نازل نشده ، مگر این که می خواسته همین نکته را به ما بگوید!


دین می گوید که اگر طالب هر جنسی هستی ، از معنویات گرفته تا مادیات ، مخازن عظیم و راه دستیابی به گنجینه پایان ناپذیر ان ، از این سوست!!


دغدغه ی دین ، تنها زینت بخشیدن به آخرت تو نیست. بلکه قصد آراستگی دنیای تو را نیز دارد.


موفقیت در عرصه ی دین و دنیا ، معلول دریافت روشنی از این معنی و از همین نکته است.


مفهموم مذهب چه می تواند باشد الا این که: " بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را"


خداوند با زبانی ساده و آشکارا می فرماید: ای بندگان من! رویاهای شما ، به ان میوه های رنگارنگی می ماند که درختش نزد من است! پس در راه کسب آن چه می خواهید ، کورکورانه راهی سفر نشوید، بلکه با چشمانی کاملا باز و در مسیری روشن گام بگذارید.


به تعبیر مولانا مذهب دعوتی است که: "بیا! آخر تا کی سرگردانی و تشویش؟! تا چند بیگانگی؟!"


آدمی بایست بیدار شود، بیداری از نوعی دیگر! نه با طلوع آفتاب! چرا که آدمی ، نه تنها در دل شب که حتی در طول روز هم در خواب است! و رویای باغ را می بیند!! رویای ثروت، شهرت، انسان کامل شدن، رویای آرامش، لذت بردن و ...


اما اگر تمامی این ها امکان پذیر نبود، در ذهن من و تو هم ، هرگز چنین رویاهایی شکل نمی گرفت.


وجود چنین رویاهایی به خودی خود دلیل آن است که می توانی به آنها دست یابی!


رویاهایت را باور کن!


بپذیر که زمانی نه چندان دور و در آغاز تولد ، کیمیایی با تو بوده که حالا گمش کرده ای!


کیمیایی که همچون مغناطیسی عظیم جاذب هر چه خوبی در جهان است ، بوده!


تو بی شک زمانی رازی ، گنجی و کلیدی داشته ای که حالا از دست داده ای! نمی دانی کجا گمش کرده ای اما حالا نبودش را با تمام وجود حس می کنی.


به قول ابو سعید ابوالخیر:


" این همه جست و جو، این همه گفت و گو و این همه تلاش ، نشانه ی آن است که جایی چیزی هست!


اگر نبود، نمی گفتند


و اگر نمی یافتند ، نمی جستند!"


فراموش نکن که این سخن تمامی عارفان جهان است که:


"باید به تولدی دوباره دست یابی!"


اما به خاطر بسپار که در این تولد دوباره تو به چیزی تازه دست نمی یابی!


بلکه به همان چیزی می رسی که در تولد اول داشته و حالا گمش کرده ای!


به آن دعوت حضرت مولانا دوباره گوش کن که فرمود: "بیا! آخر تا چند بیگانگی در میان نشویش ها و سوداها؟!


دست از سرگردانی بردار و باور کن که دین ، چیزی نیست الا طریقه تحقق رویاهای تو در بیداری!


سفرت را دوباره و با آگاهی کامل آغاز کن .


قرآن را بخوان:


" و اگر نیکی کنید ، ان نیکی به خود کرده اید و اگر بدی کنید به شما باز خواهد گشت "



 
کسی که گرد خانه ی خود گلستانی بکارد ، یقینا هر باری که نظر کند ، جز گل نخواهد دید. و دایما در بهشت خواهد بود.


هر اندیشه ای که از خیر و شر در وجود ما شکل گیرد همگی به سمت ما بازخواهد گشت.


در اندیشه ی مولانا ، دین برای دیندار کردن انسانها و نشاندار کردن آنها نازل نشده!


نیامده تا مسلمان را از مسیحی و مسیحی را از یهودی جدا کند!


بلکه آمده تا راه رسیدن به رویاها را آشکار کند!


طریقه جذب تمامی خوبیهای جهان را از معنویات گرفته تا مادیات به ما بیاموزد!


قانون جذب!


حقیقت انکارناپذیری است که در بطن دین و دینداری نهفته.


مگر در سوره ی نور نمی خوانیم که:


"الطیبات لطیبین...و الخبیثات للخبیثین..."


مولانا چنان شکافی به این آیه بخشیده که حتی نام قانون جذب هم در آن آشکار شده:


خوب خوبی را کند جذب این بدان


طیبات و طیبین بر وی بخوان


در جهان هر چیز، چیزی جذب کرد


گرم،گرمی را کشید و سرد، سرد


تلخ با تلخان یقین ملحق شود


کی دم باطل قرین حق شود


او جمیل است و محب لجمال


کی جوان نو گزیند پیره زال؟!


ناریان ، مر ناریان را جاذیند


نوریان مر نوریان را طالبند




خدا در هر لحظه و در همه حال به دستاویز روح و رویاهای پاکش ما را به سمت خود و خزاین پایان ناپذیرش دعوت می کند، با هدایا و گنجینه های عظیمی از آرامش ، لذت، ثروت، شادی، عرفان و ...


و در این دعوت ، هیچ محدودیت و هیچ تبعیضی برای کسی قایل نیست


فقط کافی است تا خود را لایق این دعوت کنیم:


او چو می خواند مرا، من بنگرم


لایق جذبم؟! و یا بد پیکرم؟!




به هر حال خیال هر چیز، آدمی را به سمت آن چیز می کشاند!


خیال باغ به باغمان می برد، خیال خانه به خانه کسی که تمامی اندیشه اش را خیر و نیکی پر کرده باشد


اتصال او به خداوند و اجابتش از طریق او، حتمی، قریب الوقوع و انکارناپذیر خواهد بود


ای برادر تو همان اندیشه ای


مابقی را استخوان و ریشه ای


گر گل است اندیشه ات در گلشنی


ور همه خاری، تو هیمه گلخنی
فلسفه ...  
دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود.
استاد پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟ کسی پاسخ نداد.
استاد دوباره پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟ دوباره کسی پاسخ نداد.
استاد برای سومین بار پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟ برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد. استاد با قاطعیت گفت: با این وصف خدا وجود ندارد.
دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند. استاد پذیرفت. دانشجو از جایش برخواست و از همکلاسی هایش پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟ همه سکوت کردند.
آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟ همچنان کسی چیزی نگفت.
آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟
وقتی برای سومین بار کسی پاسخی نداد، دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد
داستان ...  
"آرتور اشي"قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خونِ آلوده اي که در جريان يک عمل جراحي درسال 1983 دريافت کرد، به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسردنیا نامه هايي از طرفدارانش دريافت کرد. يکي از طرفدارانش نوشته بود: چرا خدا تورا براي چنين بيماريانتخاب كرد.
او در جواب گفت:
در دنيا، 50 ميليون کودک بازي تنيس را آغاز مي کنند. 5 ميليون نفر ياد مي گيرند که چگونه تنيس بازي کنند. 500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند. 50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند. 5 هزار نفر سرشناس مي شوند. 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي کنند، چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند و دو نفر به فينال ... و آن هنگام که جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتمخدایا چرا من؟و امرز هم که از اين بيماري رنج مي کشم، نيز نمي گويم خدایا چرا من؟
پیام تسلیت ...  

 

به ملت عزیز ایران این روز مهم و تاریخی را تسلیت عرض می کنم.

شهادت بانوی دو عالم فاطمه زهرا (س) بر شما تسلیت باد ...